و خود را مقيّد به نقل أخبار و اشعار رايج بين راويان زمان او نمىدانسته مىتوانسته است براى رعايت جنبههاى ادبى و براى اجتناب از كلمات و سخنهاى زشت و زننده مطالب يا اشعارى را از روايت أصلى حذف نمايد . به همين جهت همچنانكه در ابتداى كتاب سيرهء خود [ 1 ] اشاره كرده ، در ضمن كتاب اشعارى را حذف و موارد آن را متذكر شده است [ 2 ] و شايد از همين جهت باشد كه ابن هشام قضيهء غرانيق را نيز در كتاب خود نياورده است و حال آنكه در تاريخ طبرى از قول ابن اسحاق نقل شده است [ 3 ] .
4 - ابن هشام از ذكر أخبار و حكاياتى كه ممكن بوده است « بعضى از مردم » را بيازارد اجتناب كرده است . از ملاحظهء أخبار و كتابهاى مربوط به سيره چنين احساس مىشود كه در وقايع مهم حيات رسول اكرم ، با تمهيد مقدّماتى ، نام عبّاس بن عبد المطّلب و ذكر دخالت او در آن وقايع به ميان مىآيد . از طرفى ديگر به موجب روايات موثّقى چهرهء او چه از لحاظ مال دوستى و چه از لحاظ ايمان آوردن چندان درخشان نيست . اين عدم هماهنگى أخبار را مىتوان پايهء اين احتمال قرار داد كه شايد تبليغات طرفداران بنى عباس در بعضى از أخبار سيره بدون تأثير نبوده است . ابن هشام كه در حدود يك قرن پس از تدوين و جمع آورى اخبار مربوط به سيره مىزيسته و معاصر بوده است با أوج قدرت
هامش
[ ( 1 - ) ] سيرة النبويه ج 1 ص 4 س 13 تا 16 .
[ ( 2 - ) ] موارد مزبور بر حسب معرفى فوك ( تعليقهء 14 از فصل چهارم ، رجوع شود به شمارهء 9 مراجع به زبانهاى اروپائى ، ص 35 ) از اين قرار است : سيرة النبويه ج 1 ص 287 س 7 ، ج 2 ص 54 س 11 ، ج 3 ص 11 ، س 6 ، 19 ، س 11 ، 20 ، س 11 ، 33 س 12 ، 86 ، س : ، 97 س 13 ، 186 ، س 10 و ج 4 ص 213 س 6 .
[ ( 3 - ) ] طبرى ، تاريخ ، 1 - 1192 .