و در روزگار ( و گذر عمر ) شگفتيهايى است براى كسى كه همدم احوال آن باشد .
پس اگر انديشمندى كه تدبيرش پيرامون زمانه اصيل ( و استوار ) است دست به كار ( عبرتآموزى ) شود ، در تكرار هر شب و روز آن براى خود عبرتى نو از آن يابد .
امام حسين عليه السّلام بىدرنگ اين اشعار را سرود :
( اى كه بخاطر فرسودگى و پيرى هنوز حسرت كامجوييهاى گذشتهء خود را مىبرى و از گوهر جان خود غافلى ، بدان كه ) آن ( كامجويى و ) روشى كه نشانههاى رسميّت آن از بين رفته است مرا اندوهگين ( و يا شادمان ) نمىسازد ، ( آنچه مرا به هيجان مىآورد ، گوهر جان ، اين ) زيباى پيوسته حجاب افكنى است كه دو دامن ( جوانى و پيرى بدن ) خود را در گرد و غبار ( بىخبرى و اندوهبار ) هامون ( زندگى طبيعى ) ، آهسته آهسته به هم مىپيچد .
او آن بسيار آواز دهندهء غيبى است ، او آن نسيم خنك ( جهان ملكوت ) است كه پىدرپى بر وصلههاى ( ناپايدار ) جامهء ( بدن آدمى ) مىوزد .
او آن بسيار نفوذكننده ابر باراندارى است كه ( با فرسودگى بدن آدمى ) باران ابر بلند مكان ( آسمانى ) آن نزديك گشته است .
او در لابلاى آن ( ابرهاى آسمان دور دست ) با جود و بخشش ، سراغ درخواست كنندهء باران ( و تشنهء كمال ) آمده است .
و حقّا كه پسنديده ( و زيبا ) است ( جهش گاه بگاهى ) برق آن ( در زمينه فرسودهء بدن آدمى ) ، پس رعد و برق آن را هيچگونه نكوهشى نيست .
و حقّا كه شكوهمند است ( نهيب ) رعد ( بيدار باش ) آن ، پس هيچگونه نكوهشى ، رعد آن را نيست .
سيل بنيان كن ( نهيب ) رعد آن ، باران بسيار تند سيلآسا ( ى رحمت خاص خداوندى ) است آنگاه كه دامنه ( بارش بهارى ) خود را رها سازد .
پس ( سرانجام ، بدن آدمى ) فرسوده و ويران و متروك مىشود ، زيرا اهل ( بلند پرواز )
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 931
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٩٣١