خود فراموشى و . . .
[ 961 ] - 33 - حقّا كه حيران بودنش به فريب و باطل كشيد ، و بر او حوادث تلخ و ناگوار زوال عمر فرود آمد .
و از جامهها ( ى فاخر نام و نشاندار ) كه در آن بود ، برهنه شده ، و سپس ( كفن و ) جامههاى انتقال ( از اين عالم به عوالم ديگر ) بر او پوشانده مىشود .
و پس از آنكه با كبر و غرور بر اسبها سوار مىشد ، ( اكنون پس از مرگ ) ميان شانههاى مردان ( حامل جنازهاش ) ردّ و بدل مىشود .
به سوى گورى كه در آن ، تنها رها مىشود ، آنگونه كه همهء خويشان و دوستداران از او دور مىمانند .
او از ما يملك موروثى خود دست كشيد و به آن پشت نمود ، و شاهكار بلندمرتبگيهاى او ، مانع آن نشد . « 1 »
فضائل و دلايل حقانيت او
[ 962 ] - 34 - پدرم على عليه السّلام و جدّم خاتم پيامبران است و ( نيز پيامبران ديگر ) آنانى كه پيش از من
هامش
و موبق نفسه كسلا و جهلا * و موردها مخوفات الهلاك
بتجديد المآثم كلّ يوم * و قصد للمحرّم بانتهاك
سيعلم حين تفجؤه المنايا * و يكثف حوله جمع البواكي( 1 )فإنّ سدوره أمسى غرورا * و حلّ به ملمّات الزّوال
و عرّى عن ثياب كان فيها * و ألبس بعد أثواب انتقال
و بعد ركوبه الأفراس تيها * يهادى بين أعناق الرّجال
إلى قبر يغادر فيه فردا * نأى منه الأقارب و الموالي
تخلّى عن مورّثه و ولىّ * و لم تحجبه مأثرة المعالي