خواستن از غير خدا
[ 959 ] - 31 - آنگاه كه به سختيها ( و فشارهاى ) روزگار گرفتار آمدى ، ( براى نجات ) به خلق خدا روى نياور و جز از خداى متعال كه تقسيم كنندهء روزيهاست ، نخواه .
كه اگر زنده بمانى و از غرب تا شرق عالم را بگردى ، با كسى كه بتواند خوشبخت كند يا بدبخت سازد ، ( جز خدا ) بر نخواهى خورد . « 1 »
شگفتى از صاحب تجربهها
[ 960 ] - 32 - در شگفتم از صاحب تجربهها كه چگونه پس از محكم كارى ( و همت گرفتن ) ، غفلت مىكنند و از پى سرگرميها مىروند ؟ ! و ( در شگفتم ) از آنكه در گرو رسواييها و گناهان خويش است . ( چگونه ) در تلاش براى رهايى خويش كوتاهى مىكند ؟ ! و ( در شگفتم ) از آنكه با سستى و نادانى ، خود را به هلاكت افكنده ، و از آنكه با از سر گرفتن گناهان در هر روز ، و يا ( بىحيايى و ) بىحرمتى آهنگ محرمات نمودن خود را به وادى هلاكتهاى مخوف وارد ساخته است ! به زودى ، وقتى كه ناگهان مرگ او فرا رسد ، ( از حقايق پس پردهء غيب ) آگاه مىشود ، در حالى كه ( ديگر كار از كار گذشته و ) همهء گريه كنندگان ( در ماتم او ) دور او گرد آمدهاند . « 2 »
هامش
( 1 )إذا ما عضّك الدّهر * فلا تجنح إلى خلق
و لا تسأل سوى اللّه * تعالى قاسم الرّزق
فلو عشت و طوّفت * من الغرب إلى الشّرق
لما صادفت من يقد * ر أن يسعد أو يشقي( 2 )عجبت لذي التّجارب كيف يسهو * و يتلو اللّهو بعد الاحتباك
و مرتهن الفضائح و الخطايا * يقصّر باجتهاد للفكاك