ديگرى رفتهاى » « 1 » ؟ عرض كرد : بله ، عتبه بن أبو سفيان ، او به من پنجاه دينار داد ، آن را به او پس دادم و گفتم : اكنون سراغ كسى مىروم كه بهتر و بخشندهتر از تو است ، عتبه گفت :
بىمادر ! چه كسى از من بهتر و بخشندهتر است ؟ گفتم : حسين بن على عليهما السّلام ، يا عبد اللّه جعفر طيّار . ابتدا خدمت شما رسيدهام تا ( با بخشش خود ) ستون ( خميدهء ) كمرم را برافرازى و مرا به سوى كسانم بازگردانى .
امام حسين عليه السّلام فرمود : « سوگند به آن خدايى كه دانه را شكافت و جان آدمى بيافريد و به بزرگى جلوه نمود ، دارايى فرزند دختر پيامبرت ، جز دويست دينار نيست ، اى غلام ، آن را ( بياور و ) به او بده . ( سپس فرمود : ) از تو دربارهء سه چيز مىپرسم . اگر پاسخم دادى آن را به نحوى به پانصد دينار مىرسانم » « 2 » .
اعرابى عرض كرد : آيا همهء اينها بخاطر نيازى است كه به دانش من هست ؟ شما خاندان پيامبر ، و كان رسالت و جايگاه رفت و آمد فرشتگانيد ، ( چه نيازى به دانش من ؟ ) .
امام حسين عليه السّلام فرمود : « نه ، و ليكن از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مىفرمود » « 3 » : به اندازهء معرفت سائل ، به او بخشش كنيد .
اعرابى عرض كرد : بپرس ، كه هيچ جنبش و توانى جز به يارى خدا نيست .
امام عليه السّلام فرمود : « رهايىبخشترين چيز از هلاكت چيست » « 4 » ؟ عرض كرد : توكّل بر خدا .
فرمود : « آسودهبخشترين چيز براى گرفتارى و اندوه انسان چيست » « 5 » ؟ عرض كرد :
اطمينان به خدا .
هامش
( 1 ) أقصدت أحدا قبلي ؟
( 2 ) و الّذي فلق الحبّة ، و برء النّسمة ، و تجلّى بالعظمة ما في ملك ابن بنت نبيّك إلّا مائتا دينار فاعطه إيّاها يا غلام ، و انّي أسألك عن ثلاث خصال إن أنت أجبتنى عنها أتممتها خمسمائة دينار .
( 3 ) لا ، و لكن سمعت جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله .
( 4 ) ما أنجى من الهلكة ؟
( 5 ) ما اروح للمهمّ ؟