فرمود : « براى آدمى ، بهترين چيز در زندگيش چيست » « 1 » ؟ عرض كرد : عقلى كه به بردبارى آراسته باشد . فرمود : « اگر آن نادرست بود ( و نشد ) چه چيز » « 2 » ؟ عرض كرد : ثروتى كه با سخاوتمندى و گشاده دستى زينت يافته باشد . فرمود : « اگر آن نيز نادرست بود ( و نشد ) چه چيز » « 3 » ؟ عرض كرد : ( در اين صورت ) ، براى او مرگ و نيستى بهتر از بقا و زندگى است .
امام عليه السّلام ، انگشتر خود را به او بخشيد و فرمود : « آن را به صد دينار به فروش » « 4 » ، و شمشير خود را نيز به او بخشيد و فرمود : « آن را به دويست دينار به فروش ، اكنون برو كه پانصد دينار را براى تو تكميل نمودم » « 5 » .
پس اعرابى اشعارى سرود به اين مضمون :
پريشان خيال شدم در حالى كه هيچ آشفتهسازى مرا به هيجان نياورده و هيچ بيمارى و ويرانگرى در من نيست .
و ليكن براى ( فضايل ) آل رسول به شوق آمدم و شعر و گويايى غافلگيرم نمود .
تو ( اى حسين عليه السّلام ) . همان راد مرد و ماه شب چهاردهم تاريكيهايى و بخشندهء خلقى ، آنگاه كه تهيدست شوند .
پدر تو همان كسى است كه به كرامتهاى انسانى دست يافت ، از اين رو هر پيشتاز در ستايشگرى ، از توصيف او بازماند .
و اين تويى كه به نيكيها ( و خوش خوئيها ) پيشى گرفتهاى ، تنها تويى بخشنده و كسى به تو نرسد . به وسيله شماست كه خداى سبحان باب هدايت را گشوده به وسيلهء شماست كه در گمراهى بسته است .
هامش
( 1 ) أىّ شيء خير للعبد في حياته ؟
( 2 ) فإن خانه ذلك ؟
( 3 ) فان أخطأه ذلك ؟
( 4 ) بعه بمائة دينار .
( 5 ) بعه بمائتى دينار ، و اذهب فقد أتممت لك خمسمائة دينار .