تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
سه مورد ( كه نام بردند ) طلب حاجت روا نيست ، من نيز گفتم كه نيازم يكى از آن سه است . او پنجاه دينار ، دومى چهل و نه دينار و سومى چهل و هشت دينار به من عطا فرمودند ، عثمان گفت : چه كسى چون اين جوانان است ؟ اينان ( در پيشتازى خويش ) دانش را از ديگران ربوده و همه خير و حكمت را در خود فراهم آورده‌اند . [ 858 ] - 41 - حبال بن رفيده گويد : نزد حسن بن على عليه السّلام آمدم . فرمود : چه كارى دارى ؟ عرض كردم : سائلم . فرمود : اگر پيرامون خونى دردسرزا يا بدهى رسواخيز يا فقرى كمرشكن سؤال مىكنى حقّت واجب است و گرنه حقّى ندارى . عرض كردم : در يكى از اين سه سائلم . پس پانصد ( دينار يا درهم ) فرمانم داد . سپس نزد حسين بن على عليه السّلام آمدم « او نيز همانند امام حسن عليه السّلام با من روبرو شد ، سپس به همان مقدار فرمان داد » « 1 » . سپس نزد عايشه آمدم ، او نيز مثل آنان با من روبرو شد ، سپس به مقدارى كمتر از ايشان فرمان داد . ابن شعبه حرّانى گويد : مردى نزد امام عليه السّلام آمده از او سؤال ( بخششى ) كرد . امام عليه السّلام فرمود : « سؤال كردن شايسته نيست جز در بدهى سنگين يا فقر كمرشكن يا ضمانتى رسواخيز » « 2 » . عرض كرد : نيامدم جز براى يكى از اين سه . پس فرمود تا صد دينارش بدهند .

بزرگوارى امام عليه السّلام

[ 859 ] - 42 - ابو الحسن مدائنى گويد : امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام و عبد اللّه بن جعفر به قصد حجّ ( از مدينه ) بيرون شدند ، ( در بين راه ) باروبنهء خود را از دست دادند ، پس ( راه پيمودند تا سخت ) گرسنه و تشنه شدند ، گذر آنها ( در آن بيابان ، ) به پيره‌زنى افتاد كه در خيمه خود نشسته بود ، پرسيدند : « آيا چيز آشاميدنى دارى » « 3 » ؟ گفت : بله ، پس نزد او نشستند ، و او - كه جز يك گوسفند ناچيز در گوشهء خيمهء خود
هامش
( 1 ) فاستقبلني به مثل ما استقبلني ثمّ أمر لي به مثل ذلك . ( 2 ) « إنّ المسألة لا تصلح الّا فى غرم فادح او فقر مدقع ، او حمالة مفظعة » . ( 3 ) هل من شراب ؟
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 824 | مجموعة مؤلفين / على مؤيدى