تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 822

مساهمون:

ص٨٢٢
ميمون وارد شد ، جهت ديركرد اجاره منزل خود ( كه توان پرداخت آن را نداشت ) از آن جناب دادرسى نمود ، حضرت عليه السّلام به من فرمود : برخيز و برادرت را يارى كن ، من برخاستم و همراه ميمون رهسپار شديم ، خدا اجارهء او را فراهم فرمود ( و پرداخت شد ) . به جاى خود برگشتم ، امام صادق عليه السّلام پرسيد : با حاجت برادر خود چه كردى ؟ عرض كردم : پدر و مادرم به قربانت ، خدا جور نمود ( و پرداخت شد ) ، فرمود : بدان اينكه برادر مسلمان خود را يارى رسانى ، نزد من از يك هفته طواف خانهء خدا كه به آن دست به كار شده باشى محبوب‌تر است . سپس فرمود : شخصى خدمت امام حسن عليه السّلام رسيد و عرض كرد : پدر و مادرم فدايت باد ، در بر آوردن حاجتى به من كمك فرما . حضرت عليه السّلام از جا برخاست و همراه او شد ، در بين راه گذر آنان بر امام حسين - عليه السّلام - كه ايستاده بود و نماز مىگزارد - افتاد ، امام حسن عليه السّلام پرسيد : چرا جهت حاجت خود از امام حسين عليه السّلام كمك نطلبيدى ؟ عرض كرد : درصدد برآمدم امّا گفتند : او معتكف است ، امام حسن عليه السّلام فرمود : اگر ( امكان داشت و ) تو را يارى مىرساند از يك ماه اعتكاف برايش بهتر بود .

آداب حاجت خواستن

[ 856 ] - 39 - مردى از انصار خدمت امام حسين عليه السّلام آمده تصميم داشت كه درخواست حاجتى كند ، حضرت عليه السّلام فرمود : « اى برادر انصارى آبروى خود را از رو انداختن ( حضورى و روبرو ) نگهدار ، و حاجت خود را در نامه‌اى ( نوشته ) بياور ، كه من آنچه را در آن آمده و تو را شادمان مىسازد به خواست خدا برآورده مىسازم » « 1 » پس او نوشت : اى ابا عبد اللّه ، فلانى پانصد دينار از من طلب دارد و با اصرار آن را مىخواهد ، به او بفرما تا زمان گشايش به من مهلت دهد . چون امام عليه السّلام ، نامه را خواند وارد منزل شده كيسه‌اى را كه هزار دينار داشت بيرون آورد و به او فرمود : « با پانصد دينار آن بدهى خود را بپرداز و با پانصد دينار ديگر زندگى خود را بچرخان و جز به يكى از سه كس حاجت مبر : شخص ديندار ، يا جوانمرد ، يا
هامش
( 1 ) يا أخا الانصار صن وجهك عن بذلة المسألة ، و ارفع حاجتك في رقعة ، فإنّى آت فيها ما سارّك ان شاء اللّه .