فرمود : « از شهر خارج شدى در حالى كه فلانى و فلانى و . . . با تو بودند » « 1 » - حضرت عليه السّلام نام همه را برد ، چهار نفر از غلامان مدينه بودند و بقيه از حبشىهاى مدينه - حاكم به آن مرد گفت : به پروردگار اين قبر و منبر سوگند كه : يا راست جريان را به من مىگويى ، يا بدنت را با تازيانه سياه كنم ؟
آن مرد گفت : به خدا حسين عليه السّلام دروغ نگفته : ، او راست مىگويد ، گويى همراه ما بوده است .
حاكم مدينه همهء آنان را گرد آورد ، پس همگى ( به قتل ) اعتراف كردند و همه را گردن زد .
خداوند حافظ كعبه
[ 625 ] - 39 - زراره گويد : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : آيا امام حسين عليه السّلام را ديده بودى ؟ فرمود : آرى « 2 » ، ياد دارم روزى همراه حضرت عليه السّلام در مسجد الحرام بودم ، در حالى كه سيل داخل مسجد شده بود ، مردم مىترسيدند كه مقام ابراهيم را سيل ببرد ، يكى بيرون مىرفت و مىگفت :
سيل « مقام » را برد ، و ديگرى بيرون مىشد و مىگفت : مقام بر جاى خود است .
حضرت عليه السّلام به من فرمود : « فلانى اينان به چه مشغولاند » « 3 » عرض كردم : خدا سامانت بخشد ، اينان مىترسند كه سيل ، مقام را ببرد .
فرمود : « ندا كن : خداوند مقام ابراهيم را نشانه قرار داده است ، سيل نمىتواند آن را از بين ببرد ، پس آرام بگيريد « 4 » » « 5 »
هامش
( 1 ) خرجت و معك فلان و فلان .
( 2 ) امام باقر عليه السّلام چهار سال از عمر امام حسين عليه السّلام را ادراك فرمود .
( 3 ) يا فلان ما صنع هؤلاء ؟
( 4 ) محقق تسترى صاحب « الاخبار الدخيلة » ضمن آنچه درباره اين حديث نوشته سخن خود را به اينجا رسانده كه گويد : در آن يا سقط است يا تصحيف زيرا خطاب امام عليه السّلام به نوهء كمتر از چهار سال خود به « يا » فلان » و نيز پاسخ او به « اصلحك اللّه » بسيار بعيد است و در كافى آمده است : « فقال لى يا فلان » با اينكه ظاهرا اصل آن اين گونه بوده : « فقال لرجل » يعنى حضرت عليه السّلام به كسى ( كه در نزديكى او بود ) فرمود :
فلانى ! اينان چه مىكنند ؟ آن مرد گفت : خدا سامانت بخشد . . . » پس اشتباه شده و عبارت آن تحريف شده است .
( 5 ) ناد إنّ اللّه قد جعله علما لم يكن ليذهب به فاستقرّوا .