اعتراف صحابه به فضايل حضرت عليه السّلام
[ 626 ] - 40 - ابو مهزم گويد : همراه جنازهء زنى بوديم ، ابو هريره هم با ما بود ، پس جنازهء مردى را آوردند و آن را بين ابو هريره و جنازهء آن زن قرار دادند ، ابو هريره بر هر دو نماز خواند . چون مدتى راه رفتيم ، امام حسين عليه السّلام خسته شد و در راه نشست ، ابو هريره با گوشهء لباس خود خاك را از دو قدم مبارك حضرت عليه السّلام مىتكاند ، امام عليه السّلام فرمود : اى ابو هريره چرا زحمت مىكشى » ؟ « 6 » ابو هريره عرض كرد : ( اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) رهايم ساز ، به خدا سوگند اگر اين مردم دربارهء تو مىدانستند آنچه را من مىدانم ، تو را بر دوش خود سوار مىكردند .
پيشگويى شهادت خود
[ 627 ] - 41 - طلحة بن زيد از امام صادق عليه السّلام ، از امام باقر عليه السّلام ، از امام سجّاد عليه السّلام ، از امام حسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « سوگند به آن خدايى كه جان حسين در دست اوست پادشاهى بنى اميّه به پايان نمىرسد مگر آنكه مرا كشته باشند ، آنان كشندگان من هستند ، پس اگر مرا كشتند ديگر جمع اسلام ، ( به امامت امام حق ) نماز جماعتى نمىخواند ، و نيز ( توسط امام عدلى ) ، جمع عطاء در راه خدا ( از زكوات و حقوق اللّه ) را دريافت نمىكنند ، ( تا اينكه قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله قيام فرمايد ، ) اوّلين كشته اين امّت من و اهل بيت من است . سوگند به آنكه
هامش
( 6 ) يا أبا هريرة و أنت تفعل هذا ؟