تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
بود ، ميان ابروانش رگى بود كه غضب آن را برجسته ( و نمايان ) مىساخت ، بينىاش كمى برگشته ( و محدّب ) و بر آن نورى ويژه بود كه در نگاه اوّل ، بلند و كشيده به نظر مىرسيد ، ريشى نه چندان بلند امّا انبوه ( و پرپشت ) ، و گونه‌اى صاف ( و هموار ) داشت ، دهانى بزرگ و مناسب با رطوبتى خوش و گوارا و ( با ) دندانهايى ( ظريف و نيرومند ) سفيد و از هم جدا داشت ، موى ميان سينه تا ناف ( مباركش همچون خطّى ) باريك ، ( نازك به هم پيوسته ) بود ، گردنش صاف و سفيد نقره‌فام بود ، آفرينشى معتدل و پيكرى كامل و موزون داشت . شكمش ( بدون برآمدگى و ) با سينه‌اش برابر بود ، ميان دو شانه‌اش ( كشيده و ) دور از هم ، و مفاصلى ( نيرومند و ) ستبر داشت ، سينه‌اى پهن ( و باز ) و پيكر بىلباسش پرنور ( و درخشان و شاداب ) بود ، تنها ميان سينه و ناف او با خطّ باريكى از مو به هم مىپيوست و سينه و شكم خالى از مو بود ، ساق ( دستها و شانه‌ها و حدود فوقانى سينه هم ) داراى مو بود ، مچهايى ( قوى و ) كشيده و كف دستى پهن ( كار كرده ) ، و دستها و پاهايى درشت داشت ، اندامهايش معتدل ( و موزون ) ، و استخوانهايى كشيده و صاف داشت ، گودى دو كف پايش عميق و بلند بود ، پاهايش ( بىگوشت امّا ) هموار بود آنگونه كه آب بر آنان قرار نمىيافت ، هرگاه راه مىرفت ، ( سبك و آسان ) جا كن مىشد ، خرامان گام بر مىداشت و با فروتنى راه مىرفت ، فراخ گام ، راه مىپيمود ، هرگاه راه مىرفت گويى از بلندى در نشيب فرود مىآيد و چون ( به كسى يا به سويى ) توجّه مىنمود با همهء بدن بدان سو رو مىكرد ، فروهشته ( و با حيا ) مىنگريست ( تند و خيره نگاه نمىكرد ، ) نگاهش به زمين بيشتر دوخته مىشد تا به آسمان ، عمدهء نگاهش ( سنجيده و ) نيم‌نگاه بود ، با هر كس برخورد مىكرد سلام مىداد . امام حسن عليه السّلام مىفرمايد : به « هند » گفتم : ( گفتار و ) منطق او را بيان كن . گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ، پيوسته دل غمگين و همواره متفكّر بود ، آسودگى نداشت ، سكوتش طولانى بود ، جز در هنگام ضرورت سخن نمىگفت ، آغاز و انجام سخنش را از همهء فضاى دهان انجام مىداد ( نه از بينى و يا نوك زبان ) ، كلمات جامع ( و سخنان كم لفظ و پرمعنى ) را شمرده بر زبان مىراند ، نه فزونى داشت نه كاستى ، نرم گفتار ( و خوش‌خو ) بود ، در سخن خود نه به كسى ستم مىنمود و نه كسى را تحقير مىكرد ، نعمتهاى