شنيدم مىفرمود : هر كس بدون علم در قرآن سخن گويد جايگاهش را در آتش آماده كند ، ( بدانيد كه ) خداى سبحان خود تفسير « الصمد » را فرموده است : « نه زائيده است و نه زاده شده ، و نه هيچكس همتاى اوست » .
« نه زاينده است » : ( يعنى از آن رو كه او محيط ، به اوّل و آخر و ظاهر و باطن وجود و شئون وجودى همه است پس ) چيزى از او بيرون نيايد ( و منفصل نشود ) نه چيز متراكم و انبوه مرئى و مادى همچون نوزاد ( هر جاندارى ، ) و اشياء متراكم و انبوه ( مادّى و مرئى ) ديگر كه از پديدهها خارج مىشود ، و نه چيز مجرّد ( لطيف و نامرئى ) همچون جان ( و روح ) ، و نيز حالات گوناگون از قبيل چرت و خواب و ترديد و نگرانى و اندوه و شادى و خنده و گريه و ترس و اميد و آرزو و آزردگى و گرسنگى و سيرى ( كه عوارض عالم نقص و محدوديتاند ، هيچ كدام ) از او منشعب نگردند ( و سر نزنند ، پس ذات كبريائى ) او بلند ( منزلت و منزّه ) است از اينكه ( همانند اشياء دستخوش تحولات گردد و ) چيزى از او بيرون شود و منفصل گردد ، چه مادّى چه مجرّد .
« و نه زاييده شده است » ( يعنى باز به همان دليل كه محيط است پس ) از چيزى منفصل و زاده نشده است ، آنگونه كه اشياء متراكم و انبوه ( مرئى و مادّى ) از عناصر اوليهء خود ، زاده و بيرون شوند از قبيل جماد از جماد ، جاندار از جاندار ، گياه از زمين ، آب از چشمهها ، ميوهها از درختان و يا اشياء نامرئى از پايگاههاى اوّليه خود بيرون زنند از قبيل ديدن از چشم و شنيدن از گوش و بوئيدن از بينى و چشيدن از كام و سخن از زبان و شناخت و تميز از عقل و آتش از سنگ ، نه ، ( ذات كبريائى او اينگونهها نيست ) بلكه اوست خداى صمد نه از چيزى جدا شده ، نه در چيزى جاى گرفته و نه بر چيزى قرار يافته است ( كه اينها همه نشانه نقص و محدوديت است ) . او به وجودآورنده و آفريدگار همه چيز ( از پيدا و ناپيدا و ملك و ملكوت ) است ، و همه را با قدرت مطلقهء خود پديد آورده است ، با مشيّت او هر آنچه به منظور فنا آفريده است ، نابود مىشود ، و با علم او هر آنچه براى بقاء خلق نموده است ، باقى مىماند ، اينست ( ويژگيهاى ) خدايى كه نه زاييده است و نه زاده شده است ، داناى پنهان و آشكار ، بلند مرتبه و و الا منزلت ، و او را هيچ همتايى نيست ( زيرا
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 638
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٦٣٨