تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
[ 464 ] - 289 - امام عليه السّلام از نبرد خسته شد . ايستاد تا خستگى بگيرد ، ناگاه سنگى آمده بر پيشانى آن حضرت عليه السّلام خورد و خون جارى شد . امام عليه السّلام دامن خود گرفت تا خون را از پيشانى مباركش پاك كند كه تير تيز سه شعبه و زهرآگينى آمد و در وسط سينهء مباركش نشست . امام عليه السّلام فرمود : بسم اللّه و باللّه و على ملّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : به نام خدا و به يارى خدا و آيين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! و سر بر آسمان افراشت و عرض كرد : « خدايا ! تو مىبينى اينان كسى را مىكشند كه روى زمين فرزند پيامبرى جز او نيست » « 1 » . سپس تير را از قفا در آورد و خون همچون ناودان بيرون زد دست بر زخم نهاد و چون پر شد آن را به آسمان افشاند و قطره‌اى از آن برنگشت - و از سرخى آسمان خبرى نبود تا امام عليه السّلام خونش را به آسمان افراشت - بار ديگر دست بر زخم گرفت و چون پر شد آن را به سر و صورت ريخت و فرمود : « به خدا سوگند اين چنين با چهره و سر خونين خواهم بود تا با جدّم محمّد صلّى اللّه عليه و آله ديدار كنم و بگويم : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! فلانى و فلانى مرا كشتند » « 2 » .

نفرين امام عليه السّلام بر حصين بن نمير

[ 465 ] - 290 - امام عليه السّلام سخت تشنه شد . نزديك فرات آمد تا آب بنوشد حصين بن نمير تيرى افكند و در دهان آن حضرت عليه السّلام نشست امام عليه السّلام با دست خود خون را گرفته به آسمان افشاند و پس از شكر و سپاس خداوند فرمود : « بار الها ! از آنچه با فرزند دختر پيامبرت مىكنند به تو مىنالم ! خدايا ! شمارشان را بكاه و ايشان را با درماندگى بميران و كسى از آنان را باقى مگذار » « 3 » . گفته‌اند : تيرانداز مردى از قبيله دارم بود .
هامش
( 1 ) إلهي إنّك تعلم أنّهم يقتلون رجلا ليس على وجه الأرض ابن نبيّ غيره . ( 2 ) هكذا و اللّه أكون حتّى ألقى جدّي محمّدا و أنا مخضوب بدمي ، و أقول : يا رسول اللّه قتلني فلان و فلان . ( 3 ) اللّهمّ إنّي أشكو إليك ما يصنع بابن بنت نبيّك ! اللّهمّ أحصهم عددا ، و اقتلهم بددا ، و لا تبق منهم أحدا .