[ 461 ] - 286 - و فرمود : « مرگ در عزّت بهتر از زندگى در ذلّت است » « 1 » .
و در روز عاشورا سرود : « مرگ بهتر از زندگى ننگين است و زندگى در ننگ ولى همراه با اقرار به حق بهتر از ورود در آتش است . به خدا سوگند ننگ و آتش پناه من نخواهند بود » « 2 » .
[ 462 ] - 287 - اين اشعار را ضرار بن خطاب فهرى ، در جنگ خندق سرود و به آن امير مؤمنان عليه السّلام در نبرد صفين و امام حسين عليه السّلام در روز عاشورا تمثل جستند :
« عموزادگان ! از ستم ما بازايستيد كه ما سخت نگرانيم . ما براى ( هدايت ) چون شما شمشيرها برمىكشيم و افتخارات ديرين ما از تيزبينىها پوشيده نيست . ( آرى ) من چون بخواهم پيوندى يابم خود را به نيرويى توانا و گروهى راست پيمان و سپيد - رويانى كه در روز طوفانى نبرد گويى چشمان خود را با دلدادگىها سرمه كشيدهاند پيوند مىدهم » « 3 » .
[ 463 ] - 288 - ابو الفرج گويد : امام عليه السّلام خواست به فرات درآيد كه شمر گفت : به خدا به آن درنيايى تا به آتش درآيى ! شخصى گفت : اى حسين ! آيا آب فرات را نمىبينى كه همچون سينه ماهيان مىدرخشد ؟ به خدا از آن نياشامى تا تشنه بميرى ! امام عليه السّلام فرمود : « بار الها ! او را تشنه بميران » « 4 » . راوى گويد : به خدا سوگند اين شخص ( آن چنان شد كه ) پيوسته مىگفت : آبم دهيد آبش مىدادند و مىآشاميد تا از دهانش بيرون مىزد بازمىگفت آبم دهيد تشنگى مرا كشت . پيوسته چنين بود تا مرد .
هامش
( 1 ) موت في عزّ خير من حياة فى ذلّ .
( 2 )الموت خير من ركوب العار * و العار اولى من دخول النّار
و اللّه ما هذا و هذا جارى( 3 )مهلا بنى عمّنا ظلامتنا * إنّ بنا سورة من القلق
لمثلكم نحمل السّيوف و لا * تغمز أحسابنا من الدّقق
إنّي لأنمى إذا انتميت إلى * عزّ عزيز و معشر صدق
بيض سباط كأنّ أعينهم * تكحل يوم الهياج بالعلق( 4 ) اللّهمّ أمته عطشا .