تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
بودند و او به تنهايى مىجنگيد تا پس از زخمهاى فراوان از پا درآمد و به شهادت رسيد - قاتلان عبّاس عليه السّلام زيد بن ورقاء حنفى و حكيم ابن طفيل بودند . [ 429 ] - 254 - امام عليه السّلام جسد عبّاس عليه السّلام را كنار فرات گذارد و در حالى كه اشك‌هاى خود را پاك مىكرد به خيمه‌ها برگشت . اهل حرم چون امام عليه السّلام را ديدند سكينه آمد و عنان اسب حضرت عليه السّلام را گرفت و گفت : بابا جان ! آيا از عمويم عبّاس عليه السّلام خبر دارى ؟ ! امام عليه السّلام گريست و فرمود : « دخترم ! عمويت عبّاس كشته شد و روحش به بهشت پر كشيد » « 1 » . و با اين اشعار بر او نوحه سرود : « آن كه بايد بيش از هر كس ديگر بر او گريست ، جوان دلاورى است كه ( از فراق خود ) حسين عليه السّلام را گرياند . برادر حسين عليه السّلام و فرزند على عليه السّلام ابو الفضل كه به خون خود آغشته شد ، كسى كه حسين عليه السّلام را يارى كرد در حالى كه هيچ رويداد هراس‌انگيزى او را برنتاباند . و كسى كه با همهء تشنگى با خود در نوشيدن آب ستيز كرد » « 2 » .

نفرين امام عليه السّلام بر زرعه

[ 430 ] - 255 - خوارزمى گويد : مردى از قبيلهء أبان بن دارم به نام زرعه در قتل حسين عليه السّلام شركت داشت . او تيرى به سوى امام عليه السّلام افكند كه بر چانهء آن حضرت نشست . امام عليه السّلام با كف دست خود خون را گرفته و مىفرمود : اين گونه به سوى آسمان [ مىروم ] ! و آن را مىافشاند . و اين هنگامى بود كه حسين عليه السّلام آب خواست تا بياشامد پس چون تيرش افكند ميان امام عليه السّلام و آب حائل شد . امام عليه السّلام ( نفرينش كرده ) فرمود : « خدايا ! او را تشنه بميران ! بار الها ! او را تشنه بميران » « 3 » !
هامش
( 1 ) يا بنتاه انّ عمّك العبّاس قتل و بلغت روحه الجنان . ( 2 )أحقّ النّاس ان يبكى عليه * فتى ابكى الحسين بكربلاء اخوه و ابن والده عليّ * ابو الفضل المضرّج بالدّماء و من واساه لا يثنيه خوف * و جادله على عطش بماء( 3 ) اللّهمّ اظمئه اللّهمّ اظمئه .