تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
امام عليه السّلام فرمود : « خدا پاداش نيكت دهد كه در حيات و ممات خود ياور من بودى » « 1 » . نيز آمده است : امام عليه السّلام چون سر عبّاس عليه السّلام را بر دامن گرفت و خون از ديدگانش زدود متوجّه شد كه او مىگريد . پرسيد : « ابا الفضل ! چرا مىگريى » « 2 » ؟ عرض كرد : برادر جان ! اى نور ديده‌ام ! چگونه نگريم با اين كه اينك تو بر بالين منى و سرم را از خاك برداشته و بر دامن گرفته‌اى ؟ ساعتى ديگر كيست كه سر مبارك تو را از خاك بردارد و خاك از چهره‌ات پاك كند ؟ ! امام عليه السّلام نشسته بود كه ناگاه عبّاس آهى كشيد و روح پاكش پرواز كرد . امام عليه السّلام با صداى بلند فرمود : « آه برادرم ! آه عبّاسم » « 3 » ! وقتى عبّاس به شهادت رسيد امام عليه السّلام فرمود : اكنون كمرم شكست و توانم كم شد « 4 » . [ 428 ] - 253 - شيخ مفيد گويد : سپاه دشمن بر امام عليه السّلام حمله آورده چيره شدند . تشنگى امام عليه السّلام ( و اهل حرم ) زياد شد پس سوار اسب شده آهنگ فرات كرد و عبّاس در پيش روى او قرار داشت . سپاه ابن سعد راه را بر ايشان بستند . مردى از بنى دارم - كه در سپاه ابن سعد بود - فرياد زد : واى بر شما ميان حسين عليه السّلام و فرات حائل شويد تا به آب نرسد . امام عليه السّلام ( نفرينش كرده ) گفت : « بار الها ! او را تشنه بميران » « 5 » . آن مرد دارمى با خشم تيرى به سوى امام عليه السّلام افكند كه بر چانهء امام نشست . آن حضرت عليه السّلام تير را در آورد و دو دست خود را زير چانه گرفته پر از خون شد آن را ريخت و فرمود : « خدايا ! از ستم اينان به تو شكوه مىبرم » « 6 » امام تشنه به خيمه‌گاه برگشت ، در حالى كه دشمنان عبّاس عليه السّلام را محاصره و او را از امام عليه السّلام جدا كرده
هامش
( 1 ) جزيت عن اخيك خيرا حيث نصرتني حيّا و ميّتا . ( 2 ) ما يبكيك يا ابا الفضل ؟ ( 3 ) وا اخاه وا عبّاساه . ( 4 ) الآن انكسر ظهري و قلّت حيلتي . ( 5 ) اللّهمّ اظمئه . ( 6 ) اللّهمّ انّى اشكو اليك ما يفعل بابن بنت نبيّك .