تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
سلطنتى كه فرسوده نشود » « 1 » . پس ( به رسم خداحافظى ) عرض كرد : سلامت باد يا ابا عبد اللّه ! خدا بر تو و خاندانت رحمت فرستد و در بهشت ميان ما و تو آشنايى آورد ! امام عليه السّلام فرمود : آمين ! آمين ! « 2 » و او پيش روى امام عليه السّلام جنگيد تا به شهادت رسيد .

عابس بن شبيب شاكرى

[ 406 ] - 231 - عابس بن ابو شبيب شاكرى غلام بنو شاكر آمد و امام عليه السّلام به او فرمود : « ابا شوذب ! چه تصميمى دارى ؟ » « 3 » عرض كرد : در ركاب تو بجنگم نزديك شد و عرض كرد : اگر مىتوانستم با چيزى عزيزتر از جانم تو را پاس دارم ، چنان مىكردم . سپس به ميدان تاخت ، كسى را جرأت هماوردىاش نبود . زياد بن ربيع حارثى ( كه از پيش او را مىشناخت ) فرياد زد : اين شخص فرزند دلاور ابو شبيب شاكرى است ، كسى به ميدانش نرود ، او را سنگباران كنيد . پس ( از هر سو ) سنگباران كردند تا به شهادت رسيد .

يزيد بن زياد ، ابو شعثاء كندى

[ 407 ] - 232 - ابو مخنف گويد : يزيد بن زياد كه او را ابو شعثاء كندى مىگفتند ، مقابل امام عليه السّلام به زانو نشست و صد تير به دشمن افكند كه جز پنج تير به هدر نرفت ( و بقيه به هدف نشست ) او تيرانداز بود و چون تير مىافكند مىگفت : منم فرزند بهدله ، تكسواران عرجله ! و امام عليه السّلام مىفرمود : « خدايا ! تير او را به هدف بنشان و پاداشش را بهشت قرار ده ! » « 4 » و رجز روز عاشورايش اين بود : منم يزيد و پدرم مهاصر است ، شجاع‌تر از شير ژيان آرميده در بيشه‌هايم !
هامش
( 1 ) رح الى خير من الدّنيا و ما فيها ، و الى ملك لا يبلى . ( 2 ) آمين آمين . ( 3 ) يا أبا شوذب ما في نفسك ؟ ( 4 ) اللّهمّ سدّد رميته ، و اجعل ثوابه الجنّة .