باد » « 1 » و جنگيدند تا به شهادت رسيدند - رحمت خدا بر آنان باد - .
حنظلة بن أسعد شبامى
[ 405 ] - 230 - حنظلة بن أسعد شبامى آمده در دفاع از امام عليه السّلام پيش روى او ايستاد و به لشكر ابن سعد فرياد زد : « قوم من ! من از روزى مثل روز دستههاى مخالف خدا بر شما مىترسم از سرنوشتى نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها آمدند و ( و گرنه ) خدا بر بندگان خود ستم روا نمىدارد . اى قوم من ! من بر شما از روزى كه مردم يكديگر را ( به يارى هم ) ندا در مىدهند بيم دارم ، روزى كه پشت كنان بازمىگرديد و براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست و هر كه راى خدا گمراه كند او راى راهبرى نيست . » « 2 »
« اى قوم من ! حسين عليه السّلام را نكشيد كه خدا به عذابى سخت شما را هلاك مىكند و هر كه دروغ بندد نوميد مىگردد » . « 3 »
امام عليه السّلام فرمود : « اى ابن اسعد ! رحمت خدا بر تو باد ! ( ديگر زحمت مدار ) در آن زمان كه ايشان را به حق فرا خواندى و نپذيرفتند و برخاستند تا خون تو و دوستانت را بريزند مستوجب عذاب خدا شدند پس چگونه است اكنون كه برادران صالح تو را نيز كشتهاند ! ! » « 4 » ابن اسعد عرض كرد : فدايت شوم ! راست فرمودى . تو به احوال ايشان داناتر و از من سزاوارترى . اكنون آيا به آخرت رهسپار نشويم و به برادران خود نپيوندم ؟
فرمود : « رهسپار شو به سوى عالمى كه از دنيا و آنچه در آن است بهتر است و به سوى
هامش
( 1 ) و عليكما السّلام و رحمة اللّه و بركاته .
( 2 )يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ ، مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ ، وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ ، وَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ ، يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ما لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ ، وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍغافر : 30 - 32 .
( 3 )فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرىطه : 61 .
( 4 ) يا بن أسعد ! رحمك اللّه ! إنّهم قد استوجبوا العذاب حين ردّوا عليك ما دعوتهم اليه من الحقّ ، و نهضوا إليك ليستبيحوك و أصحابك ، فكيف بهم الآن و قد قتلوا إخوانك الصّالحين .