تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
پروردگارا ! من حسين عليه السّلام تو را ياور گشتم و ابن سعد را رها كردم . وى از كسانى بود كه با ابن سعد به جنگ حسين عليه السّلام آمده بود ، پس چون ( سخنان حق و ) پيشنهادهاى امام عليه السّلام را نپذيرفتند به امام عليه السّلام پيوست و در ركاب او جنگيد تا به شهادت رسيد .

جون غلام ابو ذر غفارى

[ 408 ] - 233 - سپس جون غلام سياه ابو ذر غفارى خدمت امام عليه السّلام آمد . امام عليه السّلام به او فرمود : « تو از جانب من آزادى ، تو در جستجوى عافيت از پى ما آمدى ، اينك خود را به راه ما گرفتار مساز » ! « 1 » عرض كرد : اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ! من در آسودگى كاسه ليس خوان شما باشم و در روز گرفتارى از شما دست بردارم ؟ ! به خدا سوگند ، بد بو و كم آبرو و سياهم ، بهشت را بر من ارزانى دار ، تا بويم خوش و آبرويم شريف و رنگم سپيد شود . نه به خدا سوگند از شما جدا نمىشوم تا اين خون سياهم با خون شما بياميزد . سپس او - كه رضوان خدا بر او باد - پيكار كرد تا به شهادت رسيد . محمّد بن ابو طالب گويد : سپس به ميدان تاخته اين رجز را مىخواند : كافران ضربات شمشير اين غلام سياه را در دفاع از فرزندان محمّد صلّى اللّه عليه و آله چگونه مىبينند ؟ ! من از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله با زبان و دست خود دفاع مىكنم و بدين وسيله بهشت روز قيامت را اميد مىبرم . سپس جنگيد تا به شهادت رسيد . امام عليه السّلام بر بالين او آمد و عرض كرد : « خدايا ! چهرهء او را سفيد و بوى او را خوش گردان و با نيكان محشورش فرما و ميان او و محمّد و آل ، آشنايى آور » « 2 » . از امام زين العابدين عليه السّلام نقل شده كه فرمود : مردم ( پس از عاشورا ) در ميدان جنگ حاضر شده و شهداء را دفن مىكردند و جنازه جون را بعد از ده روز در حالى كه بوى مشك
هامش
( 1 ) أنت في إذن منّي ، فإنّما تبعتنا طلبا للعافية فلا تبتل بطريقنا . ( 2 ) اللّهمّ بيّض وجهه و طيّب ريحه و احشره مع الابرار و عرّف بينه و بين محمّد و آل محمّد .