تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
[ 386 ] - 211 - مجلسى گويد : در حديثى ديدم كه اين وهب نصرانى بود . او و مادرش به دست امام عليه السّلام اسلام آوردند و وهب در پيكار با دشمنان امام عليه السّلام بيست و چهار پياده و دوازده سواره را كشت ، سپس اسير شد . او را نزد عمر بن سعد بردند . ابن سعد گفت : چه دلاور و پرحمله‌اى ! سپس دستور داد گردنش را زدند و سر او را به سوى سپاه امام عليه السّلام افكندند . مادر وهب آن سر را گرفت و بوسيد ، سپس آن را به طرف سپاه ابن سعد افكنده يك نفر را كشت و عمود خيمه را كند و حمله كرد و دو نفر را كشت ! امام عليه السّلام به او فرمود : « امّ وهب ! برگرد تو و فرزندت با رسول خداييد ، زنان تكليف جهاد ندارند » « 1 » . امّ وهب برگشت در حالى كه مىگفت : خدايا ! اميدم را قطع نكن . امام عليه السّلام فرمود : « خدا اميدت را نبرد اى امّ وهب » « 2 » !

نفرين امام عليه السّلام بر عبد اللّه پسر حوزه

[ 387 ] - 212 - يك نفر از قبيله بنى تميم بنام عبد اللّه بن حوزه آمده ، در برابر ( سپاه ) امام عليه السّلام ايستاد و فرياد زد : اى حسين ! اى حسين ! امام عليه السّلام فرمود : « چه مىخواهى » ؟ « 3 » گفت : مژده بادت آتش ! فرمود : « نه چنان است ، من بر پروردگارى مهربان و شفيعى كه فرمانش برند درآيم . اين كيست » ؟ « 4 » گفتند : ابن حوزه است . فرمود : « پروردگارا ! او را به آتش بكش » « 5 » . پس اسبش در نهرى رميد و او در آن سرنگون شده ، پايش در ركاب آويزان ماند و سرش بر زمين قرار گرفت و اسب گريخت .
هامش
( 1 ) ارجعي يا امّ وهب ، انت و ابنك مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، فانّ الجهاد مرفوع عن النّساء . ( 2 ) لا يقطع اللّه رجاك يا امّ وهب . ( 3 ) ما تشاء ؟ ( 4 ) كلّا ، إنّي اقدم على ربّ رحيم ، و شفيع مطاع ، من هذا ؟ ( 5 ) ربّ حزه الى النّار ؟