كند كه آنان را ذليلترين امتها گرداند » « 1 » .
[ 311 ] - 136 - ابن قولويه از امام صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : چون امام حسين عليه السّلام به عقبهء بطن [ بطن عقبه ] بر آمد به ياران خود فرمود : « خود را جز كشته نمىبينم » « 2 » .
عرض كردند : چرا يا ابا عبد اللّه ؟ ! فرمود : « بسبب خوابى كه ديدم » « 3 » . پرسيدند : آن چيست ؟
فرمود : « سگهايى را ديدم كه مرا گاز مىگيرند ، بدترينشان سگ لك دارى بود » « 4 » .
سپس از عقبه به واقص و از واقص به قرعاء و از قرعاء بىدرنگ به مغيشه رهسپار شد .
شراف
[ 312 ] - 137 - طبرى از عبد اللّه بن سليم اسدى و مذرى بن مشمعل اسدى نقل كرده كه گفتند :
امام عليه السّلام رهسپار شد تا در شراف فرود آمد . سحرگاه جوانان خود را دستور داد تا آب بردارند .
آنان نيز آب فراوان برداشتند . از آنجا كوچ كرده تا نيمهء روز راه پيمودند . در آن حال شخصى گفت : اللّه اكبر ! امام عليه السّلام نيز فرمود : « اللّه اكبر ! چرا تكبير گفتى » ؟ « 5 » عرض كرد : نخلهايى مىبينم .
به او گفتيم : اينجا تاكنون ما هيچ درخت خرمايى نديدهايم .
امام عليه السّلام فرمود : « پس شما چه مىبينيد » ؟ « 6 » عرض كرديم : گردن اسبان مىبينيم . ( و طبق نسخه ديگر : پيكان نيزهها و گوش اسبان
هامش
( 1 ) و اللّه لا يدعوني حتّى يستخرجوا هذه العلقة من جوفي ، فإذا فعلوا سلّط اللّه عليهم من يذلّهم ، حتّى يكونوا أذلّ فرق الأمم .
( 2 ) ما ارانى الّا مقتولا .
( 3 ) رؤيا رأيتها في المنام .
( 4 ) رأيت كلابا تنهشني اشدّها علىّ كلب ابقع .
( 5 ) اللّه أكبر ، ما كبّرت ؟
( 6 ) فما تريانه رأى ؟