نيزهها بردبار است با ما باشد و گرنه برگردد » « 1 » .
ديدار با هلال بن نافع
[ 306 ] - 131 - امام عليه السّلام در بين راه با هلال بن نافع و عمرو بن خالد كه از كوفه مىآمدند برخورد كرده اخبار آنجا را پرسيد . گفتند : امّا ثروتمندان دلشان با ابن زياد است ، ولى ديگر مردم ، دلهايشان با شماست ، مسلم و هانى و فرستادهء شما قيس هم به شهادت رسيدند .
فرمود : « بار الها ! بهشت را از آن ما و شيعيان ما منزلى ارجمند بساز كه تو بر هر چيز توانايى » « 2 » .
[ 307 ] - 132 - نقل شده كه مسلم بن عقيل هنگامى كه دستگير شد به محمّد بن اشعث وصيّت كرد كه : به امام حسين عليه السّلام حوادث كوفه و نيرنگ آنان و اينكه به آنجا نيايد را بنويسد .
[ 308 ] - 133 - ابو مخنف گويد : محمّد بن اشعث ، اياس طائى را كه شاعر و زائر او بود فرا خواند و گفت : حسين عليه السّلام را ببين و اين نامه را به او برسان - او در آن فرموده مسلم عليه السّلام را نوشته بود - و گفت : اين هم زاد و توشه و خوراك اهل و عيالت .
اياس گفت : شتر راهرو از كجا بياورم ؟ شترم را ناتوان ساختهام .
گفت : اين هم مركب راهرو با زينش . سوار شو .
اياس بيرون آمد و پس از چهار شب امام عليه السّلام را در منزل « زباله » ديد و خبر را داده نامه را رساند . امام عليه السّلام فرمود : « آنچه مقرّر است فرو مىآيد ما وضع خود و فساد امّتمان را به خدا وامىگذاريم » « 3 » .
ديدار او عليه السّلام با فرزدق
[ 309 ] - 134 - سپس امام عليه السّلام به سوى آنچه خدايش فرا خوانده بود رهسپار شد تا ( در راه ) فرزدق
هامش
( 1 ) أيّها النّاس فمن كان منكم يصبر على حدّ السّيف و طعن الاسنّة فليقم معنا و إلّا فلينصرف عنّا .
( 2 ) اللّهمّ اجعل الجنّة لنا و لأشياعنا منزلا كريما إنّك على كلّ شيء قدير .
( 3 ) كلّ ما حمّ نازل ، و عند اللّه نحتسب أنفسنا و فساد امّتنا .