تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
« به نام خداوند بخشندهء مهربان . از حسين بن على عليهما السّلام به أشراف مؤمنان و مسلمانان ، امّا بعد . هانى و سعيد - آخرين فرستادگان شما - نامه‌هاى شما را آوردند ، از مطالب آن آگاهى يافتم . سخن بيشتر شما اين بود كه « ما امام نداريم به سوى ما بيا اميد است خداى متعال توسّط تو ما را بر هدايت و حقّ فراهم آورد » . اكنون برادر و پسر عمو و مورد وثوق خاندانم - مسلم بن عقيل - را نزد شما مىفرستم . از او خواسته‌ام تا احوال و امور و افكار شما را برايم بنويسد . اگر نوشت كه بزرگان و انديشمندان و خردمندان شما بر آنچه فرستادگان شما مىگويند و در نامه‌هايتان خوانده‌ام هم‌داستان‌اند ، به زودى نزد شما خواهم آمد . به جانم سوگند امام و رهبر نيست مگر آن كس كه به قرآن عمل كند و عدل را بپادارد و حقّ را اجرا كند و خود را وقف راه خدا سازد . و السّلام » « 1 » . ابن اعثم گويد : امام نوشت : « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، از حسين بن على عليهما السّلام به اشراف مؤمنان . سلام بر شما باد . امّا بعد : هانى بن هانى و سعيد بن عبد اللّه - آخرين فرستاده‌هاى شما - نامه‌هاى شما را آوردند . از مضامين آن آگاهى يافتم از جواب شما كوتاهى نمىكنم . اكنون برادر و پسر عمو و مورد وثوق خاندانم - مسلم بن عقيل - را نزد شما مىفرستم از او خواسته‌ام تا احوال و افكار شما و نظر خردمندان و انديشمندان شما را برايم بنويسد . به
هامش
( 1 ) بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، من حسين بن علىّ ، إلى الملأ من المؤمنين و المسلمين ، أمّا بعد ، فإنّ هانئا و سعيدا قدما عليّ بكتبكم - و كانا آخر من قدم عليّ من رسلكم - ، و قد فهمت كلّ الّذي اقتصصتم و ذكرتم . و مقالة جلّكم : إنّه ليس علينا إمام فأقبل ، لعلّ اللّه أن يجمعنا بك على الهدى و الحقّ . و قد بعثت إليكم أخي و ابن عمّي و ثقتي من أهل بيتي [ مسلم بن عقيل ] و أمرته أن يكتب إليّ بحالكم و أمركم و رأيكم . فإن كتب إليّ : أنّه قد أجمع رأي ملئكم ، و ذوي الفضل و الحجى منكم ، على مثل ما قدمت عليّ به رسلكم ، و قرأت في كتبكم ، أقدم عليكم وشيكا إن شاء اللّه ، فلعمري ما الإمام إلّا العامل بالكتاب ، و الآخذ بالقسط ، و الدّائن بالحقّ ، و الحابس نفسه على ذات اللّه ، و السّلام .