اگر مطمئنيد كه او را يارى كرده با دشمنش مىجنگيد به او نامه بنويسيد و اگر از ترس و سستى خود بيم داريد او را فريب ندهيد .
گفتند : نه بلكه ما با دشمن او جنگيده خود را فداى او مىكنيم .
سليمان گفت : پس نامه بنويسيد و آنان نوشتند :
« به نام خداوند بخشندهء مهربان . اين نامه به حسين بن على عليه السّلام از سليمان بن صرد ، مسيّب بن نجبه ، رفاعة بن شدّاد ، حبيب بن مظاهر و پيروان مؤمن و مسلمان كوفى اوست .
سلام بر تو باد . در ستايش خدايى كه هيچ معبود بحقّى جز او نيست با تو همزبانيم . امّا بعد : ستايش خدايى راست كه دشمن بيدادگر كينهتوز تو را درهم شكست همان كسى كه بر اين امّت چيره گشت و با نيرنگ آنان را ربود . و بيت المال امّت را غصب كرد و بدون رضاى آنان بر آنان فرمان راند ، سپس نيكان امّت را كشت و بدانشان را نگه داشت و مال خدا را به دست ستمگران و توانگران سپرد . خدايش از رحمت خويش دور دارد چنان كه قوم ثمود را دور داشت .
اكنون ما مردم عراق رهبرى نداريم . به سوى ما رهسپار شو اميد است خداى متعال به وسيلهء تو ما را به حقّ فراهم آورد . ما در نمازهاى جمعه و عيد با نعمان بن بشير - كه در قصر زمامدارى خود است - كارى نداريم و اگر خبر يابيم كه به سوى ما رهسپار شدهاى بيرونش كرده به خواست خدا تا شام تعقيبش مىكنيم . سلام و رحمت خدا بر تو باد » .
سپس نامه را توسط عبد اللّه بن سبع همدانى و عبد اللّه بن وال تميمى فرستاديم . آنان از كوفه بيرون شده با شتاب راه پيمودند تا دهم ماه مبارك رمضان در مكّه خدمت امام رسيدند ( و نامه را تقديم داشتند ) .
دو روز صبر كرديم ، سپس قيس بن مسهر صيداوى ، عبد الرّحمن بن عبد اللّه بن كدن ارجى و عمارة بن عبيد سلولى را - كه با خود حدود صد و پنجاه نامه داشتند كه برخى از يك نفر و برخى از دو نفر و برخى از چهار نفر بود - به سوى حضرت عليه السّلام رهسپار كرديم .
دو روز ديگر گذشت و باز هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبد اللّه حنفى را با نامهاى به اين مضمون خدمت امام عليه السّلام فرستاديم :
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: مجموعة مؤلفين
ص٣٥٠