شما برگردم ان شاء اللّه » « 1 » .
ابو مخنف گويد : حضرت عليه السّلام رهسپار شد تا به درگاه وليد رسيد و فرمود : « من ( نزد او ) درآيم اگر شما را فرا خواندم يا صدايم بلند شد همگى ( به اندرون ) نزد من هجوم آوريد و گرنه از جاى خود تكان نخوريد تا نزد شما برگردم » « 2 » .
و در نقل ديگرى آمده است كه فرمود : « اگر صداى مشكوك شنيديد درآييد » « 3 » .
امام حسين عليه السّلام در مجلس وليد
[ 223 ] - 48 - سپس امام حسين عليه السّلام بر وليد بن عتبه در آمده سلام كرد ، وليد با خوشرويى پاسخ داد و او را نزد خود نشاند . مروان بن حكم نيز در آنجا حضور داشت و ميان او و وليد درگيرى و گفتگو رخ داده بود ، امام حسين عليه السّلام رو به وليد كرده فرمود : « خدا حاكم را سامان بخشد كه سامان بهتر از نابسامانى و پيوند بهتر از تندخويى و كينهتوزى است . اكنون وقت آن است كه شما دو نفر با هم باشيد ، سپاس از آن خداوندى است كه ميان شما دو نفر دوستى انداخته است » « 4 » .
پس فرمود : « آيا از معاويه خبرى داريد ؟ او بيمار بود و بيماريش به درازا كشيد .
اكنون حال او چگونه است ؟ » « 5 » وليد آهى كشيد و گفت : اى ابا عبد اللّه ! خدا تو را در مرگ معاويه پاداش بخشد او براى تو عموى خوبى بود كه مرد ، اكنون اين نامه امير مؤمنان ! يزيد است .
هامش
( 1 ) انظروا ما ذا اوصيتكم ، فلا تعتدوه ، و أنا أرجو ان اخرج إليكم سالما ان شاء اللّه .
( 2 ) إنّى داخل فان دعوتكم او سمعتم صوتي قد علا فاقتحموا عليّ باجمعكم ، و إلّا فلا تبرحوا حتّى أخرج إليكم .
( 3 ) ان سمعتم امرا يريبكم فادخلوا .
( 4 ) أصلح اللّه الأمير و الصّلاح خير من الفساد ، و الصّلة خير من الخشناء و الشّحناء ، و قد آن لكما ان تجتمعا ، فالحمد للّه الّذي ألّف بينكما .
( 5 ) هل أتاكم من معاوية كائنة خبر فإنّه كان عليلا و قد طالت علّته ، فكيف حاله الآن ؟