ساخت و دو ركعت نماز گزارد و در نمازش آنچه مىخواست دعا كرد ، چون فارغ شد سراغ جوانان و خويشان و دوستان و خاندان خود فرستاده آنان را در جريان تصميم خود گذارد و فرمود : « بر درگاه اين مرد بايستيد ، من مىروم و با او سخن مىگويم اگر صدايم بلند شد و فريادتان زدم كه : « اى آل رسول درآييد » بدون اجازه هجوم آوريد و شمشيرهاى خود را آخته كنيد و شتاب نورزيد ، اگر صحنه را ناخوشايند ديديد بجنگيد و آن را كه آهنگ مرا كرده بكشيد » « 1 » .
شيخ مفيد قدّس سرّه گويد : حضرت عليه السّلام به آنان فرمود : « وليد در اين وقت ( نابهنگام ) مرا خواسته است اطمينان ندارم كه در آنجا مرا به كارى وادارد كه نپذيرم ، او مورد اطمينان نيست پس با من همراه شويد چون نزد او در آمدم شما بر درگاه بنشينيد اگر صدايم بلند شد درآييد تا او را از من بازداريد » « 2 » .
ابن شهر آشوب نقل كرده كه : حضرت عليه السّلام به خاندان خود كه نزدش بودند فرمود : « چون بر وليد در آمدم و با هم گفتگو و مناظره كرديم شما بر درگاه باشيد . هرگاه فرياد بر آمد و صداها بلند شد به اندرون يورش آوريد و كسى را نكشيد و آشوب نكنيد . » « 3 »
[ 222 ] - 47 - سپس امام حسين عليه السّلام در حالى كه عصاى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در دستش بود ، با سى نفر از مردان خاندان و ياران و شيعيان خود بيرون آمده آنان را بر درگاه وليد بن عتبه نگهداشت و فرمود : « مراقب باشيد ، از آنچه به شما توصيه كردم تخطّى نكنيد . اميدوارم به سلامت نزد
هامش
( 1 ) كونوا بباب هذا الرّجل فإنّي ماض إليه و مكلّمه ، فإن سمعتم أنّ صوتي قد علا و سمعتم كلامي و صحت بكم فادخلوا يا آل الرّسول و اقتحموا من غير إذن ، ثمّ اشتهروا السّيوف و لا تعجلوا ، فإن رأيتم ما تكرهون فضعوا سيوفكم ثمّ اقتلوا من يريد قتلي .
( 2 ) انّ الوليد قد استدعاني في هذا الوقت ، و لست آمن ان يكلّفنى فيه امرا لا اجيب اليه و هو غير مأمون ، فكونوا معي ، فإذا دخلت إليه فاجلسوا على الباب فإن سمعتم صوتي قد علا ، فادخلوا عليه لتمنعوه عنّي .
( 3 ) اذا أنا دخلت على الوليد و خاطبته و خاطبنى و ناظرته و ناظرنى كونوا على الباب فاذا سمعتم الصّيحة قد علت و الأصوات قد ارتفعت فاهجموا الى الدّار و لا تقتلوا أحدا و لا تثيروا الى الفتنة .