امام حسن عليه السّلام در واپسين لحظات عمر
[ 163 ] - 29 - ابن شهر آشوب روايت كرده كه : چون لحظات واپسين امام حسن عليه السّلام فرا رسيد امام حسين عليه السّلام عرض كرد : « برادر جان ! مىخواهم از حالت آگاه شوم » . « 1 »
فرمود : از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه : ما خاندان نبوّت تا روح در بدن داريم عقل ( و هوشمندى ) از ما جدا نمىشود . اكنون دست خود را در دستم گذار ، هرگاه فرشتهء مرگ را ديدم دستت را فشار مىدهم امام حسين عليه السّلام دست خود را در دست او گذارد مدّتى كه گذشت امام حسن عليه السّلام دست او را آهسته فشرد . امام حسين عليه السّلام گوش خود را نزديك دهان او ساخت . پس فرمود : ملك الموت گفت : تو را مژده باد خدا از تو خشنود است و جدّ تو شفيع است .
تجهيز امام حسن عليه السّلام
[ 164 ] - 30 - ابن عبّاس گويد : چون امام حسن عليه السّلام به شهادت رسيد ، امام حسين عليه السّلام من و عبد اللّه بن جعفر و على بن عبد اللّه بن عبّاس را فرا خواند و فرمود : « پسر عموى خود را غسل دهيد » « 2 » .
ما او را غسل داده حنوط و كفن كرديم ، سپس او را بيرون آورده بر او در مسجد ( رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ) نماز گزارديم .
امام حسين عليه السّلام فرمود تا خانهء رسول خدا را ( براى دفن امام حسن عليه السّلام ) بگشايند . پس مروان بن حكم و آل ابى سفيان و فرزندان عثمان بن عفان مانع شده گفتند : آيا امير مؤمنان عثمان شهيد و كشتهء ظلم ! در بدترين جاى بقيع دفن شود و حسن عليه السّلام در جوار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ؟ به خدا سوگند هرگز نمىشود مگر ميان ما ، شمشيرها و نيزهها بشكنند و تيرها به پايان رسد . .
هامش
( 1 ) اريد ان أعلم حالك يا اخى .
( 2 ) اغسلوا ابن عمّكم .