گفت : امّا سبزى قصر حسن عليه السّلام از آن روست كه او با زهر به شهادت مىرسد و هنگام مرگ رنگ او ( از زهر ) سبز مىشود . و امّا سرخى قصر حسين عليه السّلام از آن روست كه او ( با شمشير و نيزه ) كشته مىشود و هنگام مرگ رنگ او از خون سرخ مىشود . پس هر دو گريستند و صداى گريه و شيون حاضران برخاست .
بىتابى امام حسن عليه السّلام هنگام شهادت
[ 161 ] - 27 - امام صادق عليه السّلام از امام باقر عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : امام حسن عليه السّلام هنگام جان دادن سخت مىگريست . امام حسين عليه السّلام عرض كرد : « برادر جان ! چرا مىگريى ؟ تو اكنون بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و على و فاطمه و خديجه عليهم السّلام كه تو را زادند وارد مىشوى و خدا به زبان پيامبر خود جارى ساخت كه : تو سرور جوانان بهشتى ، و سه بار همهء دارايى خود را در راه خدا ( با فقرا ) تقسيم كردى و پانزده بار پياده حجّ كردى » « 1 » .
امام حسين عليه السّلام ( با يادآورى اين فضائل ) مىخواست او را آرام كند ولى گريه و بىتابى او بيشتر شد و فرمود : برادرم ! من اكنون به امرى بزرگ و هراسانگيز كه تاكنون برخورد نكردهام وارد مىشوم .
[ 162 ] - 28 - على بن فضال از امام رضا عليه السّلام از پدران خود از امام حسين عليه السّلام نقل كرده كه فرمود :
« چون وفات امام حسن عليه السّلام فرا رسيد گريست » . « 2 » پرسيدند : اى فرزند رسول خدا ! تو با اين منزلتى كه نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دارى و با آن سخنان اميدبخشى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حق تو فرموده است باز مىگريى ؟ ! تو بيست بار پياده حجّ كردهاى و سه بار همهء دارايى خود حتى اشياء ناچيز و كفشهاى خود را در راه خدا ( با فقرا ) تقسيم كردهاى ! فرمود : به دو سبب مىگريم : از هراس آنچه بر آن درآيند ( قيامت ) و از جدايى دوستان .
هامش
( 1 ) ما يبكيك يا أخي و إنّما تقدم على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و على عليّ و فاطمة و خديجة و هم ولّدوك ، و قد أجرى اللّه لك على لسان نبيّه صلّى اللّه عليه و آله أنّك سيّد شباب أهل الجنّة ، و قاسمت اللّه مالك ثلاث مرّات ، و مشيت إلى بيت اللّه على قدميك خمس عشرة مرّة حاجّا - .
( 2 ) لمّا حضرت الحسن بن علىّ بن ابى طالب عليه السّلام الوفاة ، بكى ، فقيل له .