تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

هشيارى امام حسين عليه السّلام

[ 105 ] - 40 - ابن أعثم گويد : عبيد اللّه بن عمر بن خطّاب در جنگ صفين بر حسين بن على عليه السّلام پيام فرستاد كه : با شما كارى دارم ، هر زمان خواستى مرا ببين ، تا بگويم . حضرت عليه السّلام به سوى او رفت تا اينكه ( او را يافته ) جلو او را گرفت ، ابن عمر پنداشت كه مىخواهد با او بجنگد ، از اين رو گفت : من تو را براى جنگ نخواستم ولى از من سخنى بشنو كه در آن خير توست . فرمود : « هر چه خواهى بگو » « 1 » ! عرض كرد : بدان كه پدرت در حق قريش بىانصافى كرد و مردم با او دشمنى مىكنند و مىگويند : او عثمان را كشت . اكنون آيا مىتوانى او را بر كنار سازى و با او ناسازگارى كنى تا ما خلافت را به تو واگذاريم ؟ ! حسين عليه السّلام فرمود : « هرگز ! به خدا سوگند من خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و وصىّ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ناسپاسى نخواهم كرد . واى بر تو اى شيطان سركش گمراه ، از من دور شو ! اين شيطان است كه كردار زشتت را آراسته و تو را فريب داده است تا آنجا كه با پيروى مرتدّان و يارى اين برگشته از دين ( معاويه ) ، تو را از دينت بيرون برده است ، او و پدرش پيوسته در ستيز و دشمن با خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مؤمنان بوده‌اند ، به خدا سوگند آنان اسلام نياوردند ، بلكه از ترس و طمع تسليم شدند . اكنون تو با بىشرمى به پيكار آمده با مخالفت ( خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله ) به جنگ ما مىآيى تا بدين وسيله خود را بر زنان شاميان بنمايانى ؟ ! اندكى بچر ، كه اميد است خدا هر چه زودتر هلاكت كند » « 2 » .
هامش
( 1 ) قل ما تشاء . ( 2 ) كلّا و اللّه لا أكفر باللّه و برسوله و بوصيّ رسول اللّه ، اخس ، ويلك من شيطان مارد ! فلقد زيّن لك الشّيطان سوء عملك فخدعك حتى أخرجك من دينك باتّباع القاسطين و نصرة هذا المارق من الدّين ، لم يزل هو و أبوه حربيّين و عدوّين للّه و لرسوله و للمؤمنين ، فو اللّه ما أسلما و لكنّهما