بر تابوت نهاد و به حسن عليه السّلام فرمود : ابو ذر را خبر كن بيايد ، حسن عليه السّلام او را خبر كرد . تابوت را به مصلّى آوردند و على عليه السّلام بر او نماز خواند ، سپس دو ركعت نماز گزارده دستها را به آسمان بر آورد و گفت : ( الها ! ) اين دخت پيامبرت فاطمه عليها السّلام است كه او را از ظلمات به سوى نور بيرون بردى ، ناگاه زمين - تا چشم از هر سوى مىديد - درخشيد ، چون خواستند كه زهرا عليها السّلام را دفن كنند در قطعهاى از سرزمين بقيع صدا آمد : نزد من آوريد ، نزد من آوريد .
تربت زهرا عليها السّلام از من برگرفته شده است . آنان قبرى آماده ديدند تابوت را به سوى آن برده او را دفن كردند ، پس على عليه السّلام بر لب قبر نشسته گفت : اى زمين ! امانت خود را به تو سپردم . اين دخت پيامبر خداست ( با او مدارا كن ) ، از سوى زمين صدا آمد : اى على عليه السّلام ! من از شما به او مهربانترم ، برگرد و اندوه مخور . پس برگشت و قبر بسته شد و با زمين برابر شد . از اين رو تا روز قيامت معلوم نشود كه كجاست .
غسل حضرت زهرا عليها السّلام
[ 75 ] - 10 - مرحوم مجلسى ، از مصباح الانوار نقل كرده كه امام حسين عليه السّلام فرمود :
« امير مؤمنان عليه السّلام جنازهء فاطمه عليها السّلام را سه بار و پنج بار غسل داد و در شستن پنجم مقدارى كافور گذارد ، و در زير كفن بر بدن او لنگ پهن بلندى پوشاند ، و اين تنها على عليه السّلام بود كه غسل و كفن او را عهدهدار بود و مىفرمود » « 1 » : بار الها ! زهرا عليها السّلام كنيز تو دختر پيامبر و برگزيده و بهترين آفريدهء توست ، خدايا ! حجّتش را به او تلقين فرما و برهان او را بزرگ دار و درجهاش را بالا ببر و او را با پدرش محمّد صلّى اللّه عليه و آله گرد آر .
وداع با فاطمه زهرا عليها السّلام
[ 76 ] - 11 - مرحوم مجلسى نقل كرده كه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : من تجهيز فاطمه عليها السّلام را آغاز نمودم و او را در پيراهنش غسل دادم ، به خدا سوگند او خجسته و پاك و پاكيزه بود . سپس
هامش
( 1 ) انّ أمير المؤمنين عليه السّلام غسّل فاطمة عليها السّلام ثلاثا و خمسا ، و جعل في الغسلة الخامسة - الآخرة - شيئا من الكافور ، و اشعرها مئزرا سابغا دون الكفن ، و كان هو الّذي يلي ذلك منها و هو يقول : صلى اللّه عليه و آله .