تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
فرمود : آيا مىخواهى من الآن به تو بگويم اين اسب تو كه آبستن است كرّه‌اش ماده است يا نر ؟ گفت : يا اميرالمؤمنين ! اين كه غيب است ؛ شما مگر غيب مىدانيد ؟ خنديد ، فرمود اين كه غيب نيست ، تَعَلُّمٌ مِنْ ذى عِلْمٍ « 1 » شاگردى است . يك نادانى از يك عالم آموخته . آن عالم هم كه پيغمبر باشد در ذات خودش نادانى بوده ، از عالمى كه علمْ ذاتش است ( خدا ) آموخته است . نه من غيب مىدانم نه پيغمبر . خدا غيب را مىداند ، خدا به پيغمبرش گفته و پيغمبرش به ما گفته است . اين كه غيب نيست ؛ يعنى آن خبرهايى كه انبيا مىدهند آنها تعلم است نه علم غيب . علم غيب در اصطلاح قرآن يعنى يك كسى از ذات خود بدون تعلم غيب را بداند ؛ او عالم الغيب است . خدا عالم الغيب است ، پيغمبر و امام متعلم‌الغيب هستند . پس علم غيب يك مسأله است ، تعلم غيب مسألهء ديگرى است به نصّ خود قرآن كه مىفرمايد : عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ احَداً . الّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسولٍ احدى را [ بر غيب خود ] آگاه نمىكند مگر آنكه كسى از پيامبران و رسولان خودش را بپسندد كه او را يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ مطلع مىكند ؛ خودش او را بر غيب خودش مسلط مىكند يعنى آگاه مىكند ، او را متعلم‌الغيب مىكند . فَانَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً . خداى متعال نه تنها پيغمبران را به غيب آگاه مىكند ، بلكه همچنين پيغمبران در كنف حفظ الهى هستند . اينجا يك تعبير عجيب و مخصوصى هست .

عصمت از خطا

مسأله‌اى داريم به نام مسألهء عصمت . عصمت يعنى مصون بودن از خطا و مصون بودن از گناه ، هر دو . اول مسألهء مصون بودن از خطا را مطرح مىكنيم . آيا امكان دارد كه پيغمبر در وحى خودش اشتباه كند ؟ ممكن است كسى اين‌جور بگويد : 1 . درست است ، خدا به پيغمبر وحى مىكند ؛ خدا كه - العياذ باللَّه - اشتباه نمىكند ولى پيغمبر وقتى كه وحى مىگيرد عوضى بفهمد ، يك جمله به او گفته بشود او يك جملهء ديگر بفهمد . ( نظير اين حرفها را گفته‌اند . ) چه مانعى دارد كه اين جور باشد ؛ مثل اينكه انسانى با انسان ديگرى حرف مىزند ؛ جمله‌اى مىگويد ، اين يك
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 126 .