تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 818

مساهمون:

ص٨١٨
داستانهاى بسيار مجعول - كه اين آيه درست نفى آن داستان است - داستانى است كه از مجعولات يهوديهاست و به آن « داستان غرانيق » مىگويند . داستانى است كه وضع آن حكايت مىكند كه قضيه چگونه مجعول است . گفته‌اند پيغمبر اكرم در دوران مكه در ميان جماعت قريش و اكابر قريش ايستاده بود و سورهء مباركهء والنجم را براى مردم تلاوت مىكرد ، تا رسيد به آخرهاى اين سوره كه مىفرمايد : افَرَأَيْتُمُ اللّاتَ وَ الْعُزّى « 1 » . اينكه مىگويند « دزد ناشى به كاهدان مىزند » اين‌گونه است ؛ در جايى اين سخن را مىگويند كه تمام قرائن بر خلاف است . آيات اول سورهء « والنجم » چنين است : وَالنَّجْمِ اذا هَوى . ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى . وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى كه همه تأييد اين است كه در وحى هيچ وقت خللى نيست و پيغمبر نمىتواند كوچكترين سخنى را از روى هوى بگويد ؛ يا بعد مىفرمايد : افَتُمارونَهُ عَلى ما يَرى . وَ لَقَدْ رَ اهُ نَزْلَةً اخرى . عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى . عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى . . . ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى « 2 » تا آخر ، كه همه تأييد وضع وحى است كه وضع وحى اشتباه‌پذير نيست . پشت سرش مىفرمايد : افَرَأَيْتُمُ اللّاتَ وَ الْعُزّى . وَ مَنوةَ الثّالِثَةَ الْاخْرى . أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْانْثى . تِلْكَ اذاً قِسْمَةٌ ضيزى . انْ هِىَ الّا اسْماءٌ سَمَّيْتُموها انْتُمْ وَ اباؤُكُمْ ما انْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ انْ يَتَّبِعونَ الَّا الظَّنَّ « 3 » . بتها را نام مىبرد و به شدت مىكوبد . آيا ديديد اين بت لات را ؟ ديديد اين بت عُزّى را ؟ آن سومىشان بت منات را ديديد ؟ اينها چه حرفهايى است كه شما داريد مىگوييد ؟ ! چرا مىگوييد اينها در اصل ملائكه بودند ، دختران خدا بودند ؟ ! انْ هِىَ الّا اسْماءٌ سَمَّيْتُموها انْتُمْ وَ اباؤُكُمْ اينها يك موجودهاى پوچى هستند ، جز اسم و لفظ حقيقتى ندارند ، پوچ و پوك و بىحقيقت و بىهمه‌چيز هستند . گفتند پيغمبر در حالى كه داشت اينها را مىخواند يك مرتبه شيطان آمد دخالت كرد ، تا به اينجا رسيد به زبان پيغمبر انداخت : « تِلْكَ الْغَرانيقُ الْعُلى وَ انَّ شَفاعَتَهُنَّ لَتُرْجى » يعنى اينها يك عُقابهاى خيلى قشنگى هستند ، اميد به شفاعت اينها مىرود ؛ جمله‌هايى كه به جمله‌هاى [ قرآن ] هيچ شباهتى ندارد و با جمله‌هاى كوبندهء بعد نيز متناسب نيست . شيطان [ كه ] اين جمله را گفت قريش خوشحال شدند ، گفتند راضى
هامش
( 1 ) . نجم / 19 . ( 2 ) . نجم / 12 - 15 و 17 . ( 3 ) . نجم / 19 - 23 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 818 | مرتضى مطهرى