تمثيل پيغمبر اكرم
نكتهاى كه در اينجا هست اين است كه راه راست يكى است ، راه كج متعدد . اهل حق هميشه در عالم يك گروهند و مشابه يكديگر ولى اهل باطل گروهها هستند و غير مشابه با يكديگر . چه مثل خوبى پيغمبر اكرم ذكر كرده است ! يك وقت اصحاب در جلسهاى نشسته بودند ؛ ديدند پيغمبر روى زمين همينطور خط مىكشد . اول نقطهاى را در نظر گرفت . بعد ، از آنجا كه نشسته بود يك خط مستقيم به سوى آن نقطه كشيد . آنگاه خطهايى منحنى - يا اگر مستقيم هم بود غير موازى با آن خط - كشيد ؛ يك عده از اين طرف كشيد يك عده از آن طرف . بعد آن خط وسط را كه خط مستقيم بود نشان داد و فرمود : راه ما يعنى همين و يكى هم بيشتر نيست و اما راههايى كه به اين مقصد منتهى نمىشود و راه ما نيست متعدد است ، از اين طرف بخواهى به روى صدها راه است ، از آن طرف هم بخواهى به روى صدها راه است .
اين است كه اينجا نگفت كه صالحين هم طرائق هستند ؛ صالحون يك طريقه بيشتر نيستند . [ آن فرد جن گفت ] بعضىمان غيرصالحند . غيرصالح هم يك گروه نيستند ، گروههاى مختلف هستند .
وَ انّا ظَنَنّا انْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِى الْارْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً . « ظن » در زبان عربى به معنى « گمان » به كار برده مىشود و به معنى « يقين » هم به كار برده مىشود . در قرآن به هر دو معنا به كار برده شده ؛ اينجا به معنى يقين به كار برده شده است . وَ انّا ظَنَنّا ما حالا چنين فكر مىكنيم ، ديگر رسيدهايم به اين حقيقت كه راه حق لا بُدَّ مِنْه است ؛ يعنى انسان نمىتواند خود را به ساحل نجات برساند بدون آنكه راه حق را پيش بگيرد كه در واقع خدا را مجبور و عاجز كند . ما فهميديم « لا مَفَرَّ مِنْكَ الّا الَيْكَ » مفرّى از خدا جز به سوى خدا نيست ؛ به اين يقين رسيديم انْ لَنْ نُعْجِزَ اللَّهَ فِى الْارْضِ ما نمىتوانيم خدا را عاجز و بيچاره كنيم . مقصود اين است كه ما نمىتوانيم راه او را نرويم و در عين حال به هدف و مقصد خودمان برسيم ؛ يعنى علىرغم راهى كه خدا معين كرده است راه ديگرى برويم و در عين حال به نتيجه برسيم . اين معنايش لغو كردن راه خدا و غلبه كردن بر خداست . فهميديم اينها همه خيال است .
اين امر نظير آن چيزى است كه در ميان ما انسانها هم رخ مىدهد كه وقتى مىبينيم راه خدا دشوارى دارد مىآييم به خيال خودمان يك راه ديگرى خلق مىكنيم ؛ بعد اگر آن راه را به خودمان نسبت بدهيم كسى از ما قبول نمىكند ،