علم را و وحى را به عالم مىرسانند ، ملائكهاى هستند كه رزق را به عالم مىرسانند ، ملائكهاى هستند كه قبض ارواح مىكنند ، ملائكهاى هستند كه حيات به عالم مىرسانند . قبض و بسط عالم به اذن پروردگار در دست آنهاست . آن كه متصرف در كار عالم است . باران ، سيل و زلزله ، سلامت و بيمارى ، همه علىالسويّه به اذن پروردگار به وسيلهء آن موجوداتى انجام مىگيرد كه نام آنها مَلَك است و لفظ « ملك » مفهوم قدرت را مىفهماند .
و اما آن موجودى كه قرآن او را « جن » مىنامد آيا كارى از قبيل كارهاى ملائكه - چه كارى كه براى بشر خير شمرده شود و چه كارى كه براى بشر زيان شمرده شود - انجام مىدهد ؟ مثلًا جن در آمدن سيل يا زلزله نقشى دارد ؟ ابداً . اصلًا در اين رديفها نيست . در قرآن هيچ جا شما نمىبينيد جن و ملك با يكديگر رديف شده باشند ؛ جن با انس رديف مىشود نه با مَلَك ؛ اين در ادبيات ماست كه جن و ملك ، ديو و فرشته در كنار يكديگر قرار مىگيرند ، در قرآن هرگز .
مسألهء شيطان
يكى از مسائل ، خود مسألهء ابليس و شيطان است . از ظاهر بعضى از آيات قرآن استنباط مىشود كه شيطان از ملائكه است و رانده شده است ، براى اينكه قرآن مىگويد : وَ اذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدوا « 1 » بعد مىگويد همه سجده كردند الّا ابليس . در آيهء ديگر مىفرمايد : كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ امْرِ رَبِّهِ « 2 » . بعضى به استناد آن آيه گفتهاند ملكى است رانده شده ، و بعضى به استناد اين آيه گفتهاند جن است . آنهايى كه گفتهاند ملكى است رانده شده ، گفتهاند چون جن يك كلمهء عامّ است ، يعنى از موجوداتى كه پوشيده و غيرمرئى هستند ؛ ابليس هم در اينجا در رديف ملائكه [ قرار گرفته است كه پوشيده و غيرمرئى هستند . ] مقصودم اين بود كه جن و ملك ( ملائكه ) به طور كلى هيچ وقت در قرآن رديف يكديگر قرار نمىگيرند . تنها مسألهء شيطان است كه [ از هردو گروه شمرده شده است و ] در اين مسأله احتمال بيشتر اين است كه شيطان يك حقيقت سوم است ، نه از نوع آن ملائكه است و نه از نوع جنّى
هامش
( 1 ) . بقره / 34 .
( 2 ) . كهف / 50 .