حال چرا خدا شيطان را كافر مىخواند ؟ براى اينكه نسبت به آنچه معرفت دارد تسليم نيست ؛ تسليم امر خدا نيست ، تسليم قيامت نيست ، يعنى برنامهء عملى خودش را بر اساس وجود قيامت تنظيم نكرده ، بر اساس تمرّدِ در مقابل اين حقيقت تنظيم كرده است ؛ و همچنين تسليم گفتههاى انبيا نيست . پس مسألهء تسليم ، ماوراء مسألهء معرفت و اعتقاد است .
حال در اينجا سؤالى پيش مىآيد . آيه چنين است : فَمالِ الَّذينَ كَفَروا قِبَلَكَ مُهْطِعينَ بنابراين ( يعنى بنا بر آنچه كه در گذشته گفتيم كه چه گروهى وارد بهشت مىشوند و در نزد پروردگار گرامى هستند ) چرا - يعنى چه بيهودهكارى ! - مردمى به سرعت دور تو را گرفتهاند و حلقه زدهاند ؟ عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزينَ اين كافران گروه گروه از راست و چپ دور تو را گرفتهاند . تعبير « اين كافران » مىكند : چرا اين كافران اينچنين دور تو را گرفتهاند و گروه گروه از چپ و راست گرد تو مىچرخند ؟
ايَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ انْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعيمٍ عجب ! اينها طمع بهشت هم دارند ؟ ! خود قرآن مىگويد « كافران » ، بعد مىگويد آيا طمع بهشت دارند ؟ معلوم است كه چنين شخصى كافرِ به آن معنا كه اعتقاد ندارد نيست . اگر كافرى باشد كه اعتقاد ندارد دور پيغمبر هم نمىچرخد ، طمع بهشت هم ندارد ، مىگويد همهاش را رها كن . پس معلوم مىشود چنين مردمى بودهاند و هميشه هستند ؛ مردمى كه هم چيزى را مىدانند و هم نمىخواهند در مقابلش تسليم بشوند و بعد مىخواهند بر اساس يك سلسله طمعهاى خام بلكه [ به مقصود ] برسند .
اين « فَ » فاء تفريع است . وقتى كه مىگوييم « پس » يعنى عطف بماسبق : پس - وقتى كه گفتيم چه گروههايى اهل سعادتند - بى خود معطّلند اين گروهى از كافران كه به اين سرعت دويدهاند و از راست و چپ دور تو مىچرخند و طمع دارند ؛ خير ، اين طمعها به جايى نمىرسد ؛ اينها طمع خام است ؛ عمل مىخواهد ؛ بدون عمل ، هر طمعى طمع است و جز طمع چيز ديگرى نيست .
فَمالِ الَّذينَ كَفَروا پس - بنا بر آنچه گفتيم كه چه گروهى در جنّات ، مكرَمين هستند - چه مىشود ، يعنى پس چرا ، پس چه فايده كه گروهى كافر قِبَل تو - يعنى در جوانب تو ، در اطراف تو ، در حول تو - به سرعت آمدهاند دور تو را گرفتهاند عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزينَ از راست و چپ تو ( عِزين يعنى گروه گروه . عِزَه هر جمعى را مىگويند ؛ عِزين يعنى جمعهاى جدا از همديگر ، مثل اينكه ما مىگوييم گروه
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 740
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٤٠