بهشتهاى الهى قرار مىگيرند و مكرمند ، پس ايمان و عمل [ با هم لازم است . ] كسى به بهشت نمىرود مگر آنكه در ابتدا ايمان داشته باشد و بعد به اين ايمان جامهء عمل بپوشد . پس در واقع طمعهاى بى جا بايد بريده و قطع شود .
آياتى كه الآن خوانديم از اين قسمتها شروع مىشود : فَمالِ الَّذينَ كَفَروا قِبَلَكَ مُهْطِعينَ . عَنِ الْيَمينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزينَ . ايَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ انْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعيمٍ . معلوم مىشود گروهى بودهاند كه قرآن اينها را هم كافر مىخواند ؛ حال چرا كافر مىخواند و چگونه كافرهايى هستند توضيح مىدهيم . مردمى بودند كه هم ايمان داشتند و هم ايمان نداشتند و البته آن كه داشتند در واقع ايمان نبود ؛ ايمانِ به معنى واقعى نداشتند كه آنها را منجر به اطاعت و تسليم امر خدا و منجر به عمل كند ، ولى در عين حال دغدغهء راست بودن دعوت پيغمبر را هم شديداً داشتند . با اينكه ايمان نداشتند و در گروه مؤمنين نبودند باز گروه گروه مىآمدند دور پيغمبر مىنشستند و در دل خودشان اين طمع را به شكلى پرورش مىدادند كه شايد ما هم از اين نعيمهايى كه در عالم ديگر هست بهرهمند شويم ؛ يعنى مىخواستند ايماننياورده و عملنكرده وعدهها و نويدهاى پيغمبر دربارهء آنها صادق شود ؛ چرا ؟ از آيات بعد روشن مىشود كه يك نوع خودبينى خاصى در اين مردم وجود داشته است .
بعضى افراد ، خود و نژادشان را به گونهاى پيش خودشان فرض مىكردند كه ما فقط به دليل اينكه ما هستيم ، مثلًا به دليل اينكه از اولاد ابراهيم هستيم يا در اطراف كعبه پرورش يافته و بزرگ شدهايم از ما بهتر و بزرگترى در عالم وجود ندارد . اگر چنين چيزهايى كه پيغمبر مىگويد وجود داشته باشد ، اگر اينها را به ما ندهند پس به كى مىخواهند بدهند ؟ ! يكچنين فكر احمقانهاى . اگر ما به بهشت نرويم پس كى مىخواهد به بهشت برود ؟ ! همان معيارهايى را كه براى بزرگى و شرافت و استحقاق و لياقت پيش خودشان داشتند به كار مىبردند و آن معيارهايى كه اسلام بهكار مىبُرد كه همه بر مقياس ايمان و عمل بود اصلًا در اينها اثر نمىگذاشت . اينها در جاهليت به گونهاى پرورش پيدا كرده و بزرگ شده بودند كه خودشان را مردان خيلى بزرگ و شريف مىدانستند .
اين افراد امتيازاتى در دنيا كسب كرده بودند و در مقابلشان يك عده بردگان و ضعفا و مردمانى قرار داشتند كه خود اينها آنها را اراذل و پستها مىناميدند ؛ و بعلاوه با خودشان فكر مىكردند اينكه ما اينهمه امتيازات داريم دليل بر اين است كه يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 738
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٣٨