مثل آنها و بهتر از آنها خلق بشود نيست . مىگويد اينها همه چرند است : وَ ما نَحْنُ بِمَسْبوقينَ كسى بر ما پيشى نگرفته است كه ما مسبوق و عاجز و ناتوان باشيم .
تهديد كسانى كه طمع خام دارند
فَذَرْهُمْ يَخوضوا وَ يَلْعَبوا حَتّى يُلاقوا يَوْمَهُمُ الَّذى يوعَدونَ . حال ، اينها كه گروه گروه از راست و چپ دور پيغمبر را گرفتهاند و اينچنين حلقه زدهاند و چنين طمعى دارند ، پيغمبر با اينها چگونه رفتار كند و در جواب آنها چه بگويد ؟ مىگويد رهايشان كن ! اينكه مىگويد به حالى كه دارند رهايشان كن ، حالى كه دارند چيست ؟ فَذَرْهُمْ يَخوضوا وَ يَلْعَبوا حَتّى يُلاقوا يَوْمَهُمُ الَّذى يوعَدونَ رهايشان كن ، بگذار فرو روند در آنچه فرو رفتهاند ؛ بگذار دل خودشان را به همين ملعبههايى كه دارند و بازيچههاى دنيوى كه به آنها دل خوش كردهاند خوش كنند تا آن روزى كه وعده داده مىشوند .
اين تهديد است . « فَذَرْهُمْ » نه معنايش اين است كه اى پيغمبر ! تو در صدد هدايت آنها بر نيا . پيغمبر كارش هدايت كردن مردم است . وقتى كه مىگويد رهايشان كن ، معنايش اين است كه تو وظيفهء خودت را انجام بده ، غصهء اينها را نخور ؛ اين آينده را براى اينها بيان كن : تا آن روزى كه وعده داده مىشوند ، ايعاد مىشوند . يوعَدون ( وعده داده مىشوند ) اينجا ظاهراً از « ايعاد » باشد ، يعنى روزى كه ايعاد مىشوند .
ايعاد همان وعدهء كيفر است . بگذار به آن روز خاص خود - آن روزى كه به كيفر اعمال خودشان مىرسند - برسند و آن روز را ملاقات كنند . يَوْمَ يَخْرُجونَ مِنَ الْاجْداثِ سِراعاً كَانَّهُمْ الى نُصُبٍ يوفِضونَ آن روزى كه از قبرها به سرعت به پا مىخيزند و مىدوند به سوى مقصدى كه بايد بدوند . مثل مردمى كه يك جا برايشان علامت راه معين كردهاند [ و به سوى آن مىدوند . ]
« نُصُب » علامت راهها بوده كه در قديم - كه جادههاى امروز نبود - در بيابانها وجود داشت . در جادههايى كه زياد رفت و آمد مىشد همان اثر رفت و آمد قدمها و حركت حيوانات و سُم اسب و قاطر و الاغ و غيره يك اثر راه به وجود مىآورد . ولى در جادههايى كه [ رفت و آمد زياد ] نبود ، اين مقدار علامت هم نبود . جادهء شوسه هم كه وجود نداشت . بنابراين اگر كسى مىخواست از نقطهاى به نقطهاى برود همهء راه براى او بيابان قَفْر بود . علامات مىگذاشتند ؛ مخصوصاً در عربستان كه زمينها يك مقدار شن و متحرك است و اثر پا باقى نمىماند . بعضى قسمتها هم سنگ است