اختيار تاكسى خودم را دارم و تابلوى « خارج از سرويس » نصب كنى ، بعد همين طور خالى به روى ، مردم بگويند تاكسى ! نگه ندارى ؛ كار حرامى مرتكب شدهاى .
پُستى است ، بايد انجام بدهى . و هر كسى در هر كارى كه متعهد شده و خودش را براى آن كار نصب و تعيين كرده است [ بايد كارش را درست انجام بدهد . ] يك پزشك براى پزشكى خودش ، يك داروساز و داروفروش براى داروفروشى خودش ، يك خرازى فروش براى خرازى فروشى خودش ، يك نانوا براى نانوايى خودش ؛ هركسى بايد بداند يك امانت به عهدهء او گذاشته شده و بايد اين پست و كار خودش و امانتى را كه به او واگذار شده است صحيح تحويل دهد .
شخصى مىگفت واعظى را دعوت كرده بوديم كه بيايد ده شب منبر برود . ( دو هفته است كه مثالهايمان با واعظها مىخورد . ) با ما طى كرد كه مثلًا هزار تومان مىگيرد ، از ساعت 8 تا 9 . شب اول آمد از ساعت 8 تا 9 صحبت كرد . شب دوم آمد يك ده دقيقهاى كسر گذاشت . يادداشت كردم . شب بعد آمد اندكى كمتر صحبت كرد ؛ مجلس ديگر داشت مىخواست به آن هم برسد . هر شب كم شد . شب آخر نيم ساعت بيشتر صحبت نكرد . من هم همه را يادداشت كردم ؛ در مجموع حساب كردم كه چند ساعت شده و به حسابى كه طى كرده بودم آخر كار پاكت را به او دادم . وقتى كه شمرد گفت : چرا كم دادى ؟ گفتم من كم ندادم . گفت آخر مگر قرار ما اين نبود ؟
گفتم مگر تو كم نگذاشتى كه من كم دادم ؟ تو مىخواستى كم نفروشى تا من هم كم به تو ندهم . چطور از طرف تو وظيفهاى نيست كه يك ساعتِ خودت را به طور كامل بيايى صحبت بكنى ، از طرف من وظيفه است ؟ اگر من وظيفه دارم تو هم وظيفه دارى . تو الآن براى اين شغل و كار گذاشته شدهاى ، تو هم وظيفه دارى بيايى اينجا يك ساعت براى مردم حرف بزنى . تو از آنجا كسر مىگذارى ، مىخواهى من در پولش كسر نگذارم ؟ !
به هر حال مسألهء امانات چنين چيزى است . از اين جهت است كه از خلافت و حكومت تعبير به امانات شده است . به مردم گفتهاند اينها امانتهاى الهى است و هر كسى صلاحيت عهدهدارى چنين اماناتى را ندارد ، افراد صلاحيتدار خاص بايد باشند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 731
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٣١