پيمانهاى سياسى تا حدودى كه منافع اقتضا مىكند [ لازم است ، ] پس پيمان يعنى هيچ ، و ديگر به كدام پيمان سياسى در دنيا مىشود اعتماد كرد ؟ ! اين است كه انسانيت به خطر مىافتد .
سه حديث
در حديث است : سه چيز است كه رعايتش واجب است چه در مورد مسلمان و چه در مورد غير مسلمان ، يعنى از حقوق خاصهء روابط اسلامى نيست ، از حقوقِ انسانى است : يكى رعايت امانت . اگر كسى امانتى به مسلمانى بدهد ولو كافرترين كافرها باشد رعايتش واجب و خيانتش حرام است . امام سجاد اين مطلب را به اين صورت تمثيل فرمود : اگر قاتل پدرم همان شمشيرى را كه با آن پدرم را كشتند به عنوان امانت به من بسپارد خيانت نمىكنم . آيا از اين بالاتر مىشود كه امانتگيرنده شخصى مثل امام زينالعابدين باشد با آن روابطى كه ميان پدر و پسر هست ، امانتدهنده قاتل شخصى مثل امام حسين باشد و امر مورد امانت هم همان شمشيرى باشد كه با آن سر امام حسين را بريدند ؟ مىگويد حتى در آن مورد خيانت نمىكنم .
دوم مسألهء عهد است كه اگر انسان عهد و پيمان بست مادام كه طرف آن را نقض نكرده نقض نمىكند .
سوم مسألهء نيكى كردن به والدين است ؛ يعنى والدين اگر كافر هم باشند اين جور نيست كه تمام حقوقشان ساقط بشود ؛ يك حقوقى دارند . ممكن است در يك شرايطى [ اين حقوق ساقط گردد . ] مثلًا در وقتى كه والدين شمشير به روى اسلام كشيدهاند ، براى فرزندى كه مجاهد اسلام است كشتنش جايز است ولى در عين حال يك سلسله حقوق دارد كه رعايت آن حقوق مادام كه زنده است واجب است .
در حديث ديگر است : سه نفرند كه احترام كردن آنها براى احدى نقص و عيب نيست و كوچكى شمرده نمىشود . يكى پدر و مادر . تو به هر درجه رسيده باشى خيال نكن به جايى رسيدهاى كه بالاتر است از اينكه به پدر و مادرت خدمت كنى .
ديگرى مهمان . ميزبان هر كه مىخواهد باشد و مهمان هر كه مىخواهد باشد ، باز خدمت كردن مهمان براى ميزبان ننگ و اهانت نيست بلكه كمال است .
اين حديث را هم بخوانم و اين بحث را تمام كنم . پدر و پسرى آمدند مهمان