حال امانت ممكن است مالى باشد . كسى مال خودش را به عنوان امانت به كسى مىسپارد كه بعد بيايد بگيرد . اگر بخواهد در آن مالى كه امانت است خيانت كند [ مرتكب گناه شده است . ] حتى در بسيارى از معاملات امانت شرعى ايجاد مىشود . مستأجر امين موجر است . يعنى با اينكه اجاره ، خودش يك باب مستقلى است ولى مستأجر مالك منافع جايى است كه اجاره كرده است و از نظر عينى كه در اختيار او هست او يك امين است يعنى حق كوچكترين تصرفى كه بيرون از دايرهء استفادهء اجارىاش باشد ندارد . تصرفاتى كه لازمهء اجاره كردن است به جاى خود ؛ كوچكترين تصرفى كه از اين دايره خارج باشد از نظر شرعى خيانت در امانت تلقى مىشود . هر مستأجرى امين است . هر عاريه بگيرى امين است . شخصى مىآيد از شما فرش يا ظرف و يا مركوب - اسب يا ماشين - شما را عاريه مىگيرد كه از آن استفاده كند ؛ به شما مىگويد اين ماشينتان را بدهيد مثلًا ما مىخواهيم تا قم برويم و برگرديم . در حدودى كه عاريه گرفته است حق دارد ، اگر از آن حدود يك ذره تجاوز كند خيانت در امانت تلقى مىشود .
داستانى نقل مىكنند . البته اين داستان با موازين فقهى جور در نمىآيد ولى با بعضى از موازين اخلاقى جور در مىآيد . مىگويند مقدس اردبيلى از نجف به كاظمين يا كربلا آمده بود و براى برگشتن حيوانى را اجاره كرده بود . بعد يك كسى امانت كوچكى از قبيل امانت پستى به او داد كه آن را به صاحبش برساند . گرفت و در بغلش گذاشت . ديگر حيوان را سوار نشد ، جلو انداخت و آورد . به او گفتند چرا سوار نشدى ؟ گفت : من از صاحبش اين را اجاره كردم كه خودم سوار بشوم نه اينكه يك چيز ديگر هم علاوه داشته باشم ؛ اين خيانت در امانت است ؛ با اينكه آن ، وزنى نداشت و در جيبش گذاشته بود .
اين مقدار رعايت وديعه و غير وديعه و امثال اينها را مىكردند ، كه بايد چنين باشد . همينطور است امانت ناموسى . يك كسى ناموس خودش را به ديگرى مىسپارد كه تو مراقب و محافظ باش . اگر يك نگاه به او بكند خيانت تلقى مىشود .
امانت جانى از اين هم بالاتر است . شخصى مىآيد به كسى پناه مىبرد و در جوار او قرار مىگيرد . مسألهء جوار خودش يك مسألهاى است . يك انسانى كه بيچاره و مورد تجاوز يك ظالم است خودش را در جوار كسى قرار مىدهد . او مىتواند از اول اين جوار را نپذيرد . اين يك مرحله است . البته نپذيرفتن هم يك نوع نامردى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 728
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٢٨