تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠
امانتى به او سپرده‌اند . امانت مال كيست ؟ مال مردم است و در واقع خود مردم به يك معنا به عنوان يك امانت به تو سپرده شده‌اند . پس اين امانتى است بر گردن تو كه بايد آن را رعايت كنى . اختصاص به يك حاكم و والى و كسى كه يك پست دولتى داشته باشد ندارد كه آن پست يك امانت است كه به او سپرده شده بلكه هركسى هر پستى ولو پست ملى داشته باشد ، چون آن پست بالاخره يك ضرورت اجتماعى است ، يك امانت است كه بايد خوب ادا كند . گاهى مثلًا بعضى از راننده‌هاى تاكسى خيال مىكنند كه برخى موارد جاى اين است كه دم از مالكيت شخصى بزنند ؛ مىگويد من اختيار ماشين خودم را دارم ؛ نمىخواهم تو را سوار كنم . بله اينكه « تو مىتوانى سوار نكنى » در يك جاى ديگر است . اگر جنابعالى يك ماشين سوارى داريد و آن را براى خودت تهيه كرده‌اى كه خودت سوار بشوى ، من مىآيم به شما مىگويم من را سوار كن مفت يا اين قدر پول مىدهم ، مىگويى سوار نمىكنم . اختيار مال خودت را دارى . اما در جامعه‌اى كه به يك سلسله وسائط نقليه احتياج دارد ، به همين دليل كه اگر يك كسى از پيش خود يك پلاك قرمز به اتومبيل خود بزند و كارش را شروع كند تو خودت دعوا مىكنى كه ما اين پلاك را خريده‌ايم تو چرا دخالت مىكنى ؟ ! به همين دليل كه اين پلاك را خريده‌اى و به ديگران حتى به سواريهاى شخصى اعتراض مىكنى كه شما چرا مسافر سوار مىكنيد مسافرها مال ماست ، پس اين يك پُست است كه تو اشغال كرده‌اى ، تو در مقابل اينكه اين كار را به خودت اختصاص داده‌اى يك پستى را اشغال كرده‌اى و بر تو واجب است سوار بكنى ؛ يعنى اگر خالى هستى و مسافر ايستاده چنانچه سوار نكنى يك عمل حرام مرتكب شده‌اى . چندى پيش سوار تاكسى بودم و مىرفتم ؛ تنها بودم و كس ديگر نبود . مسيرم شاه آباد بود . دو نفر رسيدند گفتند مخبرالدوله ، سوار نكرد . باز دو نفر ديگر رسيدند گفتند بهارستان ، باز سوار نكرد . دفعه دوم من به او اعتراض كردم : مسير اينها كه به مسير تو مىخورد ، چرا سوار نمىكنى ؟ گفت : دو نفرند ؛ من اگر دو نفر را سوار كنم بايد پول يك نفر را بگيرم . من بايد به تك‌نفرها كه مىرسد سوار كنم . اين سوء استفاده و خيانت است . مادام كه مقرراتى به نفع مردم وضع شده است تو اگر بخواهى به اصطلاح خودت با استناد به مالكيت شخصى چنين كارى بكنى ، در يك امانت خيانت كرده‌اى ؛ بىجهت حق ندارى كارت را تعطيل كنى ، بگويى