تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
مِنَ السَّماءِ « 1 » يعنى خدايا اگر راست است و اين كتاب حق است و از ناحيهء توست ، پس سنگباران از آسمان بر ما بفرست كه براى ما قابل تحمل نيست . و اين عجيب‌ترين حرفى است كه نشان مىدهد وقتى كه بشر با حق و حقيقت عناد پيدا مىكند به آنجا مىرسد كه مىگويد اگر حق و حقيقت است پس من ديگر زنده نباشم و اين حقيقت را نبينم . گاهى در تعبيرات خود ما اين جمله جريان پيدا مىكند ؛ شخصى مىگويد فلان حقيقت مثل يك سوزن از مغز من عبور كرد ، يعنى همين‌قدر كه فهميدم فلان مطلب حقيقت است وقتى از مغز من عبور كرد گويى يك سوزن را از مغز من عبور دادند .

آيا حق تلخ است ؟

جملهء ديگرى كه معروف است و اين جمله قابل شرح و تفسير است و ما خودمان هم هميشه مىگوييم اين است كه « الْحقُّ مُرٌّ » حق تلخ است ، و حال آنكه معنى ندارد كه حق تلخ باشد ، باطل بايد براى انسان تلخ باشد ، چرا حق تلخ است ؟ درست است كه تلخى از يك نظر كيفيتى است كه در آن شىء است و ذائقهء ما آن را احساس مىكند ولى اين را هم بايد توجه كرد كه گاهى ذائقهء انسان يك حالت انحرافى پيدا مىكند كه يك شيرين را تلخ احساس مىكند . حق فىحد ذاته تلخ نيست ولى براى انسان تلخ مىشود . بايد ديد چه زمانى حق براى انسان تلخ مىشود ؟ آن وقتى كه انسان آنچنان در جناح ضد حق قرار گرفته است كه حق با او ضديت پيدا مىكند يعنى وجود حق ضد وجود و هستى خودش و ضد تمنّيات و آرزوها و خواسته‌هاى اوست . و الّا معنى ندارد كه حق تلخ باشد . حال چگونه مىشود حق تلخ باشد ؟ فرض كنيد كه شما با شخصى در يك امر مالى اختلاف نظر داريد . شما دو حالت ممكن است داشته باشيد : يكى اينكه واقعاً يك آدم جستجوگر هستيد ، يعنى اگر شما به يك حاكم شرعى و قاضى شرعى و داور مراجعه مىكنيد مىخواهيد بفهميد قضيه چيست : ما يك چنين اختلافى با فلان
هامش
( 1 ) . انفال / 32 .