كلمه حرف نمىزنم . ( معلوم مىشود در عين حال به پيغمبر و وحى پيغمبر اعتقاد داشت . ) اين جمله را كه شنيد ديگر طاقت نياورد ؛ از خدمت پيغمبر اكرم بلند شد ، گفت : خدايا اگر مسأله اين است ، ما را ديگر زنده نگذار ، يك سنگ از آسمان بفرست . بعد هم طولى نكشيد كه حادثهاى نظير همان حادثه برايش پيش آمد ، سنگى آمد و از بين رفت .
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ طلب كرد طلبكنندهاى يك عذاب واقعشدهاى را ، همان استعجال به عذاب ، نه براى خودش تنها ، براى همهء كافران . قرآن مىگويد عجله نكنيد ، آنچه كه حالا مىخواهيد ، وجود دارد ، هست ؛ و لهذا مىفرمايد : بِعَذابٍ واقِعٍ آن عذاب را تو واقعشده بدان ، در آن شك نكن . لَيْسَ لَهُ دافِعٌ هيچ قدرتى نمىتواند آن را دفع كند . بعد مىفرمايد : مِنَ اللَّهِ ذِى الْمَعارِجِ ممكن است دربارهء مِنَ اللَّه بگوييم يعنى اين عذاب از ناحيهء خداست . كأ نّه چون از ناحيهء خداست ديگر هيچ قدرتى نمىتواند آن را دفع كند . آن جملهء دعاى كميل كه مىفرمايد : « وَ هذا ما لاتَقومُ لَهُ السَّمواتُ وَ الْارْضُ لِأنَّهُ لايَكونُ الّا عَنْ غَضَبِكَ وَ سَخَطِكَ » مضمونش همين است :
تمام آسمان و زمين تاب مقاومت او را ندارد براى اينكه نيست جز غضب تو و سخط تو . بعضى مفسرين « مِنَ اللَّه » را به « دافِعٌ » برگرداندهاند . در اين صورت معناى آيه اين است كه از ناحيهء خدا اين عذاب دفع نمىشود ؛ يعنى اگر كسى بخواهد دفع كند جز خدا كسى نيست ، خدا هم آن را دفع نمىكند ، سنت قطعى و قضاى حتمى الهى است و برگشتنى نيست .
در اينجا دربارهء خداى متعال كلمهء بسيار پرمعنايى آمده است : مِنَ اللَّهِ ذِى الْمَعارِجِ از ناحيهء اللَّه ، صاحب پلّهها و درجات قرب . « مَعرَج » از « عروج » است .
معرج يعنى محل عروج و بالا رفتن . [ خداى صاحب معارج ] يعنى او محلها و مقامات در نزد خود براى بالا رفتن دارد ، پلهها و درجات دارد ، كه به اين معنا در قرآن زياد آمده است ، از جمله آيهء « رَفيعُ الدَّرَجاتِ ذُوالْعَرْشِ » « 1 » . يا دربارهء مؤمنين دارد : هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ « 2 » . همچنين : يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذينَ امَنوا مِنْكُمْ وَ الَّذينَ اوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ « 3 » . مسألهاى كه اينجا بايد توجه كرد - و در مقالهاى راجع به « ولاءها و
هامش
( 1 ) . غافر / 15 .
( 2 ) . آلعمران / 163 .
( 3 ) . مجادله / 11 .