( روحش را عرض مىكنم و جملهاش را بعد ترجمه مىكنم ) : هيچ وقت چيزى را بر خدا حتم نكنيد ، يعنى نگوييد خدايا فلان چيز را به هر حال من مىخواهم ، من كار ندارم حكمت اقتضا مىكند يا نه ، مصلحت است يا مصلحت نيست . ادب عبوديت اقتضا مىكند كه انسان از خدا بخواهد . آن كسى كه از خدا چيز نمىخواهد او در مقابل خدا انانيّت به خرج مىدهد . عبوديت اقتضا مىكند كه انسان هميشه از خداوند چيز بخواهد . و وقتى كه انسان از خدا چيز مىخواهد اول اين را بايد بخواهد : خدايا اين قلب من را هدايت كن كه از تو آن چيزى را بخواهد كه حكمت و مصلحت است و الّا من خيلى اوقات گمراه مىشوم ، چيزهايى براى خود مىخواهم كه نبايد بخواهم و چه دعاى بزرگى است ! در نهجالبلاغه است ، مىفرمايد :
اللَّهُمَّ انْ فَهِهْتُ عَنْ مَسْأَلَتى ، اوْ عَمِهْتُ عَنْ طَلِبَتى ، فَدُلَّنى عَلى مَصالِحى ، وَ خُذْ بِقَلْبى الى مَراشِدى ، فَلَيْسَ ذلِكَ بِنُكْرٍ مِنْ هِداياتِكَ ، وَ لا بِبِدْعٍ مِنْ كِفاياتِكَ « 1 » .
يعنى خدايا اگر زمانى من گنگ و لال شدم نفهميدم از تو چه بايد بخواهم ، عوضى چيزى خواستم ، خدايا اگر از مطلوب واقعى خودم كور شدم ، چشمهايم آن مطلوبهاى واقعى خودم را نديد و چيزهايى را ديد كه اصلًا نبايد من به اينها توجه كنم ، خدايا اولين دعاى من اين است كه با آن لطف و كرم خودت دست به قلب من بينداز و دل مرا هدايت كن كه بفهمم چه بخواهم ، مرا به مصالح خودم راهنمايى كن .
اين قلب من را بگير و به سوى رشدش و آنچه كه صلاح و هدايت و راهش است راهنمايى بفرما . از كرم تو و از لطف عميم تو اينها عجيب و چيز تازهاى نيست ؛ يعنى تو چقدر لطف دارى كه بسيارى از اوقات اصلًا قلب من را خودت هدايت كردهاى كه من چه از تو بخواهم ، اينها هم جزء لطفهاى توست .
در دعاى رجب مىخوانيم : يا مَنْ ارْجوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ امَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ تا آنجا كه مىگوييم : يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ اى خدايى كه رحمت و نعمت بسيار را مىدهى در مقابل عمل كم . يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ اى خدايى كه عنايت مىكنى به هركه
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه فيضالاسلام ، خطبهء 218 .