تذكراتى براى شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان
چون شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان است يك مقدار مختصر كرديم براى اينكه تذكراتى براى امشب داده باشيم اگرچه مىدانيم كه از نظر اسلام تعليم و تعلّم اگر براى خدا باشد افضل عبادات است خصوصاً اگر تعليم و تعلّم قرآن و سخن خدا باشد . بنابراين ما هر مقدار هم دربارهء آيات قرآن بحث كنيم اگر قصد ما از گفتن و قصد شما از شنيدن قربت باشد ، همان اعمالى را داريم انجام مىدهيم كه در شب قدر بايد انجام بدهيم ، يعنى احياء به عبادت .
اين شبها را شب « احياء » هم مىنامند . احياء يعنى زنده كردن ، زنده نگهداشتن .
چه كلمهء خوبى انتخاب شده ! در فارسى هم مىبينيد ترجمهاش را شبزندهدارى آوردهاند ، يعنى شب را زنده داشتن ، و چه تعبير عاليى است ! اين تعبير مىخواهد بگويد كه شب دو حالت دارد ، نه شب فىحد ذاته بلكه شب براى ما دو حالت دارد :
يك وقت هست شب براى ما مرده است و يك وقت هست شب براى ما زنده است .
چطور مىشود كه شب مرده باشد يا شب زنده باشد ؟ بستگى دارد كه ما چگونه باشيم ، ما در شب مرده باشيم يا ما در شب زنده باشيم .
وقتى كه انسان مانند يك لاشه بيفتد ؛ سر شب مىخورد ، بعد هم خستگى و كسالت و سيرى ، تا صبح مىافتد مثل لاشهاى كه فقط نفس مىكشد ، او ديگر حيات ندارد ؛ خودش مرده است ، شبش هم قهراً مرده است . از آن بدتر اين است كه انسان نخوابد ولى شب را در زير صفر بگذراند يعنى در اسفلالسافلين بگذراند ، به فسق و فجور و گناه و معصيت بگذراند . اين از مردن يك درجه هم پايينتر است ، زير صفر است . مردن حالت بىتفاوتى و بىاستفادگى است ، اينجا حالت استفادهء سوء است .
و اما شب را زنده نگهداشتن به اين است كه انسان خودش در آن شب زنده باشد يعنى حيات معنوى داشته باشد . حيات معنوى انسان به چيست ؟ حيات معنوى انسان به ياد خداست . به هر اندازه و در هر حالت كه قلب انسان از خدا غافل نباشد انسان زنده است ؛ روزش زنده است شبش هم زنده است . و هستند و بودهاند انسانهايى كه در خواب هم زندهاند ، يعنى خواب و بيدارى براى آنها علىالسويّه است . در عين اينكه مىخوابند و همان استفادهء جسمانى كه ما از خواب مىبريم - يعنى رفع كسالت - آنها هم مىبرند ، ولى اين خوابْ مشاعر آنها را از كار نمىاندازد يعنى در عالم خواب هم بيدارند و اين از مختصات پيغمبر اكرم نيست ؛ پيغمبر اكرم