بِامامِهِمْ فَمَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَاولئِكَ يَقْرَؤنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمونَ فَتيلًا « 1 » و نيز مىفرمايد :
وَ كُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ كِتاباً يَلْقيهُ مَنْشوراً . اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً « 2 » .
مىفرمايد ما طائر هر انسانى را به گردنش آويختيم . طائر در لغت به معنى مرغ است ولى در زبان عربى لفظ « طائر » يك معنى خاص پيدا كرده است .
فال بد زدن
مسألهء فال نيك گرفتن و فال بد گرفتن يك سنت خيلى رايج و معمول در ميان اعراب بود و بالخصوص [ فال بد زدن ] به مرغها ، به طورى كه فال بد زدن را تطيّر مىناميدند . تطير از مادهء طير است . ظاهراً اين نامگذارى به اين علت بوده كه اينها در بيشتر مرغها فال بد مىزدند ؛ يعنى شوميهايى كه نصيبشان مىشد و سرنوشتهاى بدى كه به آنها مىرسيد ، مستند مىكردند مثلًا به بال زدن يا صفير زدن فلان مرغ ؛ مىگفتند فلان مرغ آمد بالاى خانهء ما خواند ، اين سبب چنين و چنان شد . از اينجاست كه در زبان عربى فال بد گرفتن را « تطير » مىگويند ، كه پيغمبر اكرم فرمود :
لاطِيَرَةَ فِى الدِّينِ ( يا فِى الْاسْلامِ ) يا : رُفِعَ عَنْ امَّتى تِسْعَةٌ [ نُه چيز است كه از امت من برداشته شده است ] يكى را فرمود : الطِّيَرَةُ ؛ و خلاصه فرمود در اسلام فال بد و تطيّر وجود ندارد . وَ اذا تَطَيَّرْتَ فَامْضِ اگر در قضيهاى به چيزى فال بد زدى اين را به دل خودت بد راه نده ، برعكس عمل كن ، يعنى برعكس اينكه اشخاص وقتى به چيزى فال بد مىزنند بعد دنبال آن كار نمىروند و مثلًا مىگويند اين بدشگون است ، به هر چه كه فال بد زدى عمل كن و دنبالش برو ؛ كه اين خودش داستان مفصلى است و حالا نمىخواهم دنبال آن را بگيرم .
فال بدهايى به انسانها مىزدند ، همين چيزى كه هنوز هم در ميان ما مسلمانها معمول است ، مىگوييم فلان كس يك آدم بد پيشانى است ، فلان كس آدم بدقدمى
هامش
( 1 ) . اسراء / 71 .
( 2 ) . اسراء / 13 و 14 .