تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
بلكه يك وقتى موفق بشوم آنهارا چاپ كنم « 1 » . ) يكى از مسائل اين است كه بعد از آنكه صلاح و تقوا به نحو كامل در ميان بشر راه پيدا كرد ، عدالت كامل و صلح و صفاى كامل و مساوات واقعى و تقوا به تمام معنا برقرار شد ، آنوقت است كه يك مرتبه چهرهء طبيعت با بشر عوض مىشود و طبيعت يك چهرهء خندان‌ترى با بشر به خود مىگيرد يعنى طبيعت آنچه در درون خودش دارد در اختيار انسان قرار مىدهد ، نقطهء مقابل [ مفاد اين آيات . ] همين‌طور كه وقتى بشر ايمان و تقوا ندارد و فساد و ظلم مىكند و ستم رايج مىشود خشم الهى به صورتهاى مختلف بر انسان نازل مىشود ، نعمتهاى الهى از انسان گرفته مىشود و عذابها و نقمتهاى الهى بر انسانها وارد مىشود ، در جهت مقابلْ كار به عكس مىشود . حديث است كه : وَ يُخْرِجُ الْارْضُ افْلاذَ كَبِدِها زمين آن پاره‌هاى جگر خودش را بيرون مىآورد . وقتى شيئى را بخواهند بگويند كه خيلى دوست داشتنى است كه انسان آن را چنان مخفى مىكند كه براى احدى آشكار نمىكند تعبير « پارهء جگر » را به كار مىبرند . كأنه در زمين ذخايرى وجود دارد كه تا آن وقت زمين اين ذخاير را بيرون نياورده است ، آن وقت است كه از آن سرّ سرّ خودش آن پاره‌هاى جگر خود را بيرون مىآورد . ديگر از نوعى بىنظمىها - كه به علت اينكه معلول يك نوع طغيانهاى بشر است خودش نوعى نظم است ولى وقتى كه اين طغيانها نبود آن بىنظمىها هم نخواهد بود - اثرى نيست . مثلًا آسمان خير خودش را به طور مرتب و منظم مىريزد ، ديگر از زلزله‌ها و طوفانها و خشكساليها خبرى نخواهد بود ، همچنان كه از جنگ خبرى نخواهد بود . ديگر بشر وقتش صرف اين جور كارها كه چگونه در مقابل بشر ديگرى از خودش دفاع كند و اكثريت ثروت بشر صرف مسابقه‌هاى تسليحاتى و امثال اينها بشود به هيچ وجه خبرى نخواهد بود .

كمال يافتن عقلها در زمان ظهور

و عمده اين است كه عقلهاى مردم در آن زمان كمال مىيابد . تعبيرى است كه به
هامش
( 1 ) . [ اين بحثها پس از شهادت استاد متأسفانه در ميان نوارهاى سخنرانى و نوشته‌ها و يادداشتهاىايشان پيدا نشد . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 645 | مرتضى مطهرى