تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
سرنوشتى پيدا كردند ! وَ ما ادْريكَ مَا الْحاقَّةُ از اين چيستها چيزى به دست شما نمىآيد چون او ما فوق اين چيستىهاست ؛ اما شما به اين مطلب توجه كنيد كه چگونه اقوامى در اثر تكذيب اين حقيقت به سرنوشتهاى شومى گرفتار شدند ، يعنى هر قومى كه اين حقيقت را انكار كند سرنوشتهاى شومى خواهد داشت . سرنوشت انسان در نهايت امر بستگى به قبول اين حقيقت و ايمان به اين حقيقت و تسليم در برابر اين حقيقت دارد . اين حقيقت همان حقيقتى است كه ايمان به آن سرنوشت انسان است . بعد كه مىفرمايد : وَ ما ادْريكَ مَا الْحاقَّةُ ، مىفرمايد : كَذَّبَتْ ثَمودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ . معنايش اين است كه اين حاقّه و اين حقيقت همان است كه ايمان به او سرنوشت انسان است يعنى سرنوشت انسان بستگى دارد به اينكه به آن ايمان داشته باشد يا ايمان نداشته باشد .

سرنوشت قوم ثمود و عاد و . . .

بعد قرآن مطلبى را نه به صورت نقل حكايت [ ذكر مىكند . ] گاهى قرآن قصص را كه ذكر مىكند كمى به تفصيل ذكر مىكند مانند اينكه مىخواهد قصه را بيان كرده باشد و گاهى به يك قصه اشاره‌اى مىكند فقط براى آنكه انذارى شده باشد و تنبّه و تذكّرى پيدا بشود . داستان ثمود و عاد و قوم فرعون و مؤتفكات را به طور اشاره ذكر مىكند و رد مىشود ( بعد توضيحى در اين جهت عرض مىكنيم ) آنگاه مىفرمايد : فَامّا ثَمودُ فَاهْلِكوا بِالطّاغِيَةِ اين حاقّه كه نام ديگرش قارعه ( كوبنده ) است ، اين اقوام او را تكذيب كردند . ثمود به وسيلهء يك طاغيه هلاك شد . طاغيه يعنى يك حقيقت سركش ، يك بلاى سركش تسخيرناپذير . بدون اينكه قرآن اشاره كند آن بلاى سركش تسخيرناپذير چيست ، همين‌قدر اشاره مىكند و رد مىشود . بعضى از مفسرين احتمال داده‌اند - ولى ديگران رد كرده‌اند و به حق هم رد كرده‌اند - كه مقصود از طاغيه در اينجا خود طغيان است ؛ مقصود اين است كه آنها به سبب طغيانشان هلاك شدند . البته اين نظر فىحد ذاته مىتواند درست باشد ولى به چند دليل درست نيست كه دو دليلش را مفسرين ذكر كرده‌اند ، يكى هم علاوه من عرض مىكنم . يكى اينكه به قرينهء آيهء بعد كه « وَ امّا عادٌ فَاهْلِكوا بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ » قهراً بالطاغيه هم بايد رديف آن باشد يعنى بايد عذابى باشد كه موجب هلاكت آن قوم آن عذاب باشد نه عمل آنها . ديگر اينكه اگر مقصود از طاغيه طغيان خود آنها
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 638 | مرتضى مطهرى