تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
ماهيت اين عالم سراسر حركت است بايد قبول كنيم كه ماهيت عالم سراسر طلب است ، يعنى جهان دنيا مساوى است با جهان طلب ، نه اينكه يك شىء طلب است و يك شىء از همان دنيا مطلوب ، يك جزئش طلب است و يك جزئش مطلوب ؛ همان مطلوبش هم طلب است ؛ يعنى طلب و مطلوب‌ها در دنيا نسبى است : تمام دنيا و تمام جهان طبيعت يكسره يك واحد طلب است . پس اگر جهان طبيعت يكسره حركت است پس يكسره طلب است و اگر يكسره طلب است طلبِ بدون مطلوب فى حدّ ذاته محال است .

معنى حاقّه

اگر فرض كنيم كه خداوند اين طلب را بدون مطلوب خلق كرده ، يك كار پوچ و عبث است . در طلبها ، در آنچه كه طلب است ، در اين جهان ، به طور نسبى ، احياناً يك كار باطل و پوچ صورت مىگيرد ، كارى كه به مقصد نمىرسد به علت اينكه يك تزاحمى ميان علل و اسباب رخ مىدهد ؛ مثل اينكه انسان براى مقصدى حركت مىكند بعد به موانعى برخورد مىكند و كارش پوچ از آب در مىآيد . در مجموعِ كارهاى دنيا مىتواند در كنار حقها و حقيقتها و رسيدن به مقصدها يك نرسيدنِ به مقصدهايى هم وجود داشته باشد ، اما اگر همهء عالمِ دنيا را در نظر بگيريم ديگر نرسيدن به مقصدى وجود ندارد ؛ رسيدن به مقصد وجود دارد و آن همان است كه به آن قيامت مىگوييم ، همان كه او حق و حاقّه است . كلمهء حق و حقيقت و تحقق و حاقّه و از اين قبيل همه از يك ماده است و يك مقصود را مىفهماند . عرض كردم كه [ الْحاقَّةُ ] يك كلمه است و هم يك آيه است و هم در عين حال نيم جمله نيست و حتى يك جمله به صورت آن يك‌جمله‌ها نيست ، تمام هست ولى جمله نيست كه از جنبهء ادبى بگوييم يك چيزى در تقدير است ، اين خبر است از براى مبتداى محذوف . سبك سخن قرآن اين‌گونه است ؛ از اول مىآيد در عالم وحىِ بر پيغمبر ، و بعد كه پيغمبر بر مردم القاء مىكند - در هر دو مرحله - شما مىبينيد كه اين كلمه ، اين حقيقت يك دفعه نمودار مىشود : الْحاقَّةُ . جز اينكه اين كلمه اين تصور را در ذهنها ايجاد كند هدف ديگرى ندارد . حال چه ؟ كمى با زبان ساده به زبان ادبى بحث مىكنيم . جمله براى اين است كه تصديق به وجود بياورد . مثل اينكه مىگوييد من