خودش چسباند و محكم گرفت . ) سر پيغمبر به سينهء امام حسين محكم چسبيده بود .
مىدانيد در اين حال ، وقتى كه بدنها با يكديگر تماس مىگيرد ، يك بچهء كوچك ، طفل بسيار بسيار عزيز پيغمبر و آن علائقى كه پيغمبر دارد ، چگونه آن محبتهاى پيامبر به جوش مىآيد . دستهايش را هم به سر پيامبر قلاب كرد و چسباند . همين كه خوب پيامبر را محكم در بغل گرفت و مطمئن شد كه تمام عواطف او را به جوش آورده است ، يك مرتبه گفت : « يا جَدّاه ! ما يُبْكيكَ » پدر جانم چرا گريه مىكنى ؟
علتش را به ما بگو .
آنگاه پيغمبر اكرم شرح داد ، فرمود : جبرائيل بر من نازل شد و در اين حال آيندهء فرزندان مرا براى من شرح داد و از آن جمله اينكه بر حسين من چه خواهد گذشت و در كجا دفن خواهد شد و بعد قبرش چگونه مطاف زوّار خواهد بود ! آنگاه سؤال و جوابهايى در اين زمينهها رد و بدل مىشود .
اينها نشانههاى زيادى است از محبت پيغمبر اكرم نسبت به حسين بن على عليه السلام ؛ لهذا فرمود : « حُسَيْنٌ مِنّى وَ أَ نَا مِنْ حُسَيْنٍ ، احَبَّ اللَّهُ مَنْ احَبَّ حُسَيْناً » حسين از من است و من از حسينم ؛ خدا دوست مىدارد هر كسى را كه حسين من را دوست بدارد .
وَ صلّى اللَّه على محمد و إله الطاهرين باسمك العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاكرم يا اللَّه . . .
پروردگارا دلهاى ما را به نور ايمان منوّر بگردان ، نيتهاى ما را خالص بفرما ، توفيق عمل صالح به همهء ما كرامت بفرما .
خدايا دلهاى ما را كانون محبت خودت ، محبت پيغمبرت ، محبت اولاد و اهلبيت پيغمبرت قرار بده ، ما را از تابعان و مُواليان واقعى آنها قرار بده .
خدايا به ما توفيق دورى از معصيت عنايت بفرما ، اموات همهء ما را مشمول عنايت و مغفرت خودت قرار بده .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 618
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦١٨